این چیست؟ دورهی آموزش کارشناس فروش و ارتباط با مشتریِ ادزو.
برای کی نوشته شده؟ کسی که تا امروز نمیدانسته «هاست» و «دامنه» چیست، و از هفتهی دیگر باید تلفنها را جواب بدهد.
نسخه: ۱ · مرداد ۱۴۰۵ · متنِ مرجع؛ نسخهی وب همین محتوا را نشان میدهد.
تو «اپراتور تلفن» نیستی. اولین فروشندهی شرکتی هستی که مشتری با آن حرف میزند.
مشتریِ ما از تبلیغات شمارهی ما را پیدا میکند و زنگ میزند. یعنی از قبل تصمیم گرفته که سایت میخواهد — لازم نیست او را قانع کنی که سایت خوب است. کارِ تو این است که کمکش کنی بفهمد کدام سایت به کارش میآید، و بعد کاری کنی که این مشتری گم نشود.
مسئولیت تو از اولین زنگ تا دریافت پیشپرداخت است. بعدها پشتیبانی و تحویل هم اضافه میشود.
عددی که باید بدانی: از هر ۱۰ تماس، حدود ۱ نفر مشتری میشود. یعنی ۹ تماس دیگر «شکست» نیست — ۹ فرصت است که یا امروز آماده نیستند یا بد راهنمایی شدهاند. کارِ تو زیاد کردن همین عدد است.
تبلیغات / سایت / اینستاگرام
│
▼
تماس یا پیام مشتری
│
▼
[۱] سلام و گوشدادن ──────────────► درس ۰۶، ۰۷
│
▼
[۲] شش سؤال کشف ─────────────────► درس ۰۷
│ (چه میفروشی؟ چند محصول؟ کجا میفروشی؟ …)
▼
[۳] دو گزینه + عیب و مزیتِ هر دو ─► درس ۰۴
│
▼
[۴] قیمت: ۱۲ و ۱۹ ────────────────► درس ۰۸
│
▼
[۵] پیشنهاد یکی از دو + دلیلش ────► درس ۰۷ (جدول تصمیم)
│
▼
[۶] اعتراضها ────────────────────► درس ۰۹
│
▼
[۷] نمونهکار در واتساپ ──────────► درس ۱۵ (قالب پیامها)
│
▼
[۸] ثبت در پنل + تاریخ پیگیری ────► درس ۱۱
│
▼
[۹] پیگیری تا تصمیم ──────────────► درس ۱۲
│
▼
[۱۰] پیشپرداخت و شروع پروژه ─────► درس ۱۳
│
▼
[۱۱] تحویل به تیم اجرا ───────────► درس ۱۴
| درس | موضوع |
|---|---|
01 | پنج روز اول تو — روزبهروز، با خروجی مشخص برای هر روز |
| درس | موضوع | کِی بخوان |
|---|---|---|
02 | سایت اصلاً چیست؟ دامنه، هاست، درگاه، اینماد، پنل — از صفرِ صفر | روز اول، قبل از هر چیز |
03 | ادزو چه میفروشد — خدمات، سابقه، جایگاه ما | روز اول |
04 | وردپرس یا اختصاصی — مقایسهی صادقانه | روز اول — ★ قلب دوره |
05 | امکانات فروشگاه — ترب، اقساط، پیامک، کد تخفیف، گزارش | روز دوم |
| درس | موضوع | کِی بخوان |
|---|---|---|
06 | نقش و ذهنیت — مشاور، نه فروشندهی تلفنی | روز اول |
07 | شش سؤال کشف + جدول تصمیم | روز دوم |
08 | اعلام قیمت — کِی و چطور | روز دوم |
09 | اعتراضها — «گران است» و ۱۵ تای دیگر | روز سوم |
10 | سناریوهای واقعی تماس — از سلام تا پرداخت | روز سوم |
| درس | موضوع | کِی بخوان |
|---|---|---|
11 | ثبت لید در پنل — وضعیتها، اولویت، تایملاین | روز چهارم |
12 | پیگیری — نردبان پیگیری و مرز مزاحمت | روز چهارم |
13 | بستن معامله و پرداخت | روز پنجم |
14 | تحویل به تیم اجرا و بعد از فروش | هفتهی دوم |
| درس | موضوع |
|---|---|
15 | برگههای کنار میز — برگهی قیمت، چکلیست روزانه، قالب پیامهای واتساپ |
16 | بانک سؤال مشتری — ۳۰ سؤال پرتکرار با جواب آماده |
17 | خطهای سرخ و ارجاعهای اجباری |
18 | آزمون پایانی — آمادهی استقلال هستی یا نه |
19 | یادداشتهای مدیر — چه چیزی هنوز تعریف نشده (برای نیرو نیست) |
اگر فقط هشت چیز از این دوره یادت بماند، همینها:
| عدد | |
|---|---|
| فروشگاهی وردپرس | از ۱۲ میلیون تومان |
| فروشگاهی اختصاصی | از ۱۹ میلیون تومان |
| شرکتی وردپرس | از ۹ میلیون تومان |
| شرکتی اختصاصی | از ۱۴ میلیون تومان |
| زمان تحویل وردپرس | حدود ۷ روز کاری |
| زمان تحویل اختصاصی | ۱۰ تا ۱۴ روز کاری |
| پرداخت | ۵۰٪ شروع، ۵۰٪ تحویل |
| پشتیبانی فنی رایگان | یک سال |
برگهی کامل با همهی هزینههای جانبی: درس 15.
اگر اینها را نداری، هنوز نمیتوانی تماس بگیری. از مدیر بخواه:
sales/ و staff/در همین مخزن دو پوشهی آموزشیِ قدیمیتر هست. این دوره مرجعِ بهروز است و اعدادش با تعرفهی امروز میخواند.
⚠️ اگر در آن پوشهها عددی دیدی که با اینجا نمیخواند (مثلاً ۱۴ و ۲۱)، عددِ اینجا درست است.
هر اعتراض تازهای که شنیدی و جوابش اینجا نبود، در گزارش پایان روز بنویس. درس 09 و 16 قرار است هر هفته از دلِ تماسهای واقعیِ تو کاملتر شوند. منبعِ کاملشدن این دوره تویی.
قاعدهی این پنج روز: روز اول تلفن جواب نمیدهی. حتی روز دوم هم نه.
بزرگترین اشتباهی که شرکتها میکنند این است که روز اول میگویند «بیا، جواب تلفنها را بده». نتیجهاش مشتریهای سوخته است.
هر روز یک خروجی دارد. اگر خروجیِ روز حاصل نشد، به روز بعد نرو.
بخوان:
02 (سایت چیست) — دو بار. این یکی را جدی بگیر؛ همهچیز روی آن سوار است.03 (ادزو چه میفروشد)04 (وردپرس یا اختصاصی)06 (نقش و ذهنیت)انجام بده:
خروجی روز ۱: بتوانی در سه جمله و بدون کاغذ فرق وردپرس و اختصاصی را بگویی.
بخوان:
05 (امکانات فروشگاه)07 (شش سؤال کشف + جدول تصمیم)08 (اعلام قیمت)15 (برگهی قیمت را چاپ کن و بگذار کنار دستت)انجام بده:
خروجی روز ۲: جدول تصمیم درس 07 را بلد باشی و بتوانی بدون مکث بگویی «دوازده و نوزده میلیون».
بخوان:
09 (اعتراضها)10 (سناریوهای واقعی)17 (خطهای سرخ) — این را حتماً امروز بخوان، قبل از اولین تماستانجام بده:
خروجی روز ۳: بتوانی بدون خواندن از روی کاغذ، شش سؤال کشف را بپرسی.
بخوان:
11 (ثبت لید در پنل)12 (پیگیری)انجام بده:
خروجی روز ۴: بتوانی یک تماس را کامل ثبت کنی، با یادداشت درست و «قدم بعدی + تاریخ».
بخوان:
13 (بستن معامله)16 (بانک سؤال) — سریع مرور کن، برای حفظکردن نیستانجام بده:
15).خروجی روز ۵: یک روز کاری کامل، بدون تماسِ بیجواب و بدون درخواستِ ثبتنشده.
14 (تحویل به تیم اجرا) را بخوان.04 را دوباره بخوان. جدی میگویم. هفتهی اول فقط حفظش کردی؛ این بار میفهمیاش.18 (آزمون) را بده. زیر ۸۰٪ یعنی برگرد سراغ درسِ مربوطه.۱. زیاد حرف زدن.
از ترسِ سکوت، بیست تا قابلیت را پشت سر هم توضیح میدهد. مشتری گیج میشود و میگوید «فکر میکنم». اول بپرس، بعد فقط همان چیزی را بگو که به کارِ او میآید.
۲. قول دادن برای اینکه مشتری راضی شود.
«حتماً فروشتان بالا میرود»، «تا آخر هفته تحویل میدهیم»، «آن قابلیت هم هست». اینها امروز مشتری را خوشحال میکند و ماه بعد یک پروژهی خراب و یک مشتریِ عصبانی میسازد. ← درس 17
۳. نگفتنِ هزینههای جانبی.
دامنه و هاست و اینماد را نگفتن، بزرگترین اشتباه است. مشتری بعداً حس میکند سرش کلاه رفته. قبل از اینکه بپرسد، خودت بگو. ← درس 02، بخش ۳
این درس فرض میکند هیچ چیز دربارهی سایت نمیدانی. اگر جایی برایت بدیهی بود، رد شو.
هدف: وقتی مشتری کلمهای گفت بفهمی از چه حرف میزند، و بتوانی همان را با زبان ساده برای او توضیح بدهی.
راهاندازی یک سایت فروشگاهی دقیقاً مثل باز کردن یک مغازه است. هر قطعهی سایت، یک معادل در دنیای واقعی دارد:
| در دنیای واقعی | در دنیای سایت | چه کسی پولش را میدهد |
|---|---|---|
| تابلوی سردر مغازه («سوپر رضا») | دامنه (rezashop.ir) | مشتری · سالانه · جدا از پکیج |
| خودِ مغازه که اجاره میکنی | هاست (سرور) | سال اول با ما · از سال دوم مشتری |
| دکور، قفسهبندی، چیدمان جنسها | خودِ سایت (طراحی + برنامهنویسی) | ★ این همان چیزی است که ما میفروشیم |
| دستگاه کارتخوان | درگاه پرداخت | رایگان از بانک · ولی مدارک میخواهد |
| دفتر پشت مغازه که دفتر حساب آنجاست | پنل مدیریت | داخل پکیج ماست ✅ |
| جواز کسبی که به دیوار میزنی | نماد اعتماد (اینماد) | مشتری · حدود ۱۷۵ هزار تومان برای دو سال |
| قفل و دوربین مغازه | SSL (قفل کنار آدرس) | داخل پکیج ماست ✅ |
این جدول را حفظ کن. نودوپنج درصد سؤالهای اولِ مشتری با همین توضیح جواب داده میشود.
جملهای که میتوانی عیناً به مشتری بگویی:
«ببینید، مثل باز کردن مغازه است. دامنه همان تابلوی مغازهتان است که اسمتان رویش است. هاست هم خودِ مغازه است که اجارهاش را سالانه میدهید — که سال اولش با ماست. کاری که ما میکنیم دکور و چیدمان و راهاندازیِ داخل مغازه است.»
آدرس سایت. همان چیزی که مردم در مرورگر تایپ میکنند: adzo.ir یا digikala.com.
.ir حدود ۶۰ هزار تومان در سال · .com حدود ۲ میلیون تومان در سال.کامپیوتری در یک مرکز داده که فایلهای سایت روی آن نگهداری میشود و شبانهروز روشن است. بدون هاست، سایت وجود ندارد.
04همان صفحهی بانک که خریدارِ مشتریِ ما کارت میکشد و پول مستقیم به حساب صاحب فروشگاه میرود. پول هیچوقت دست ما نمیآید.
همان جواز کسبِ فروشگاه اینترنتی. مُهر تأیید وزارت صمت که کنار سایت نشان داده میشود.
صفحهای که صاحب فروشگاه با آن وارد میشود، محصول اضافه میکند، قیمت عوض میکند و سفارشها را میبیند.
یک نرمافزار آماده و رایگان که روی هاست نصب میشود و با آن میشود سایت ساخت. برای فروشگاهکردنش یک افزونه به اسم ووکامرس نصب میکنند. ← توضیح کامل در درس 04.
قطعهی آمادهای که به وردپرس اضافه میشود تا یک کار جدید انجام دهد — مثلاً «افزونهی درگاه زرینپال» یا «افزونهی محاسبهی هزینهی پست».
کارهایی که باعث میشود سایت در نتایج گوگل بالا بیاید.
مشتری باید این را از اولِ کار بداند، وگرنه بعداً حس میکند سرش کلاه رفته. پنهانکردن اینها بزرگترین اشتباه یک فروشندهی تازهکار است.
| قلم | چند وقت یکبار | مبلغ |
|---|---|---|
دامنه .ir | سالانه | حدود ۶۰ هزار تومان |
دامنه .com | سالانه | حدود ۲ میلیون تومان |
| هاست | سالانه | سال اول با ماست · از سال دوم ۱ تا ۲ میلیون تومان |
| نماد اعتماد (اینماد) | هر دو سال | حدود ۱۷۵ هزار تومان · فرایندش ۲ تا ۳ هفته |
| کارمزد درگاه پرداخت | هر تراکنش | درصد کمی که بانک/شرکت پرداخت میگیرد، نه ما |
| افزونههای پولی | سالانه | فقط در وردپرس · بیشترِ افزونههای موردنیازِ فروشگاه ایرانی رایگان است، ولی نه همه |
| عکاسی محصول | یکبار | ⛔ خودت قیمت نده → ارجاع به مدیر |
| وارد کردن انبوه محصولات | یکبار | ⛔ ارجاع به مدیر |
جملهی درست برای گفتنِ این هزینهها — قبل از اینکه مشتری بپرسد بگو:
«یک نکته را از الان بگویم که بعداً سورپرایز نشوید: دامنه جدا و سالانه است — که رقمش کم است، حدود ۶۰ هزار تومان برای داتآیآر. هاست هم سالانه است ولی سال اولش با ماست؛ از سال دوم حدود یک تا دو میلیون در سال میشود. نماد اعتماد هم اگر بخواهید حدود ۱۷۵ هزار تومان برای دو سال است که ما راهنمایی میکنیم بگیرید. اینها به حساب ما نمیآید.»
این جمله را حذف نکن. گفتنش پنج ثانیه وقت میگیرد و یک مشتریِ ناراضی را در ماه سوم جلوگیری میکند.
«سایت را شما نگه میدارید یا من؟»
«سایت روی هاستی است که به نام خودتان ثبت میشود و دسترسی کاملش را به شما میدهیم. مالکیت کامل با شماست.»
«اگر با شما کار نکنم، سایتم میسوزد؟»
«نه. کد و دامنه و اطلاعات مال خودتان است و کامل تحویلتان میدهیم. هیچچیزی گروگان ما نیست.»
«چقدر طول میکشد؟»
«وردپرس حدود یک هفتهی کاری، اختصاصی ۱۰ تا ۱۴ روز کاری. تا محصولاتتان را بگذارید و ما اینماد و درگاه را وصل کنیم، معمولاً میشود حدود دو هفته تا فروشگاه واقعاً آمادهی فروش باشد.»
«خودم بلد نیستم با سایت کار کنم.»
«لازم نیست بلد باشید. پنل فارسی و ساده است و آموزشش را ما میدهیم. کسانی که با اینستاگرام کار میکنند معمولاً یک ساعته راه میافتند.»
«محصولاتم را کی وارد میکند؟»
«چند محصول را ما بهعنوان نمونه وارد میکنیم و کامل آموزشتان میدهیم که بقیه را خودتان بگذارید — کار سختی نیست. اگر تعدادشان زیاد است و میخواهید همه را ما وارد کنیم، برایتان قیمت میدهم.» ← ارجاع به مدیر
وقتی سؤال از حدّ تو بیرون رفت، از اینها استفاده کن. گفتنشان ضعف نیست، حرفهایگری است:
هیچوقت برای پر کردن سکوت، جواب حدسی نده. یک جواب غلط هم مشتری را میبرد، هم بعداً سرِ پروژه دردسر میشود.
بدون نگاهکردن به این متن، روی کاغذ بنویس:
.ir و .comبعد به مدیر نشان بده.
قبل از اینکه به مشتری جواب بدهی، باید بدانی دقیقاً چه چیزی ارائه میکنیم و چه چیزی ارائه نمیکنیم.
این درس کوتاه است ولی بدون آن، بقیهی درسها بیفایدهاند.
در یک جمله: ما برای کسبوکارها فروشگاه اینترنتی و سایت شرکتی میسازیم، راه میاندازیم، آموزش میدهیم و بعد از تحویل هم کنارشان میمانیم.
کار اصلی و تخصص ما: فروشگاه اینترنتی اختصاصی.
بقیهی خدمات دور همین محور میچرخند. اگر مشتریای زنگ زد و فروشگاه اینترنتی میخواست، تو در زمین خودت بازی میکنی.
| سابقه | از سال ۱۳۹۰ — حدود ۱۰ سال |
| پروژههای تحویلشده | بیش از ۱۵۰ پروژهی موفق |
| دامنهی کار | از فروشگاههای ساده تا پروژههای سازمانی و اپلیکیشنهای شناختهشده |
این سه عدد، جواب سؤالِ «چرا به شما اعتماد کنم؟» است. ولی:
⚠️ اینها را در دقیقهی اول تماس نگو. کسی که هنوز نمیداند چه میخواهد، برایش سابقهی ما اهمیتی ندارد. جای گفتنشان بعد از فهمیدن نیاز مشتری و قبل از اعلام قیمت است. ← درس 10
این دو تا کارِ توست. اعدادش را بلد باش و با اطمینان بگو:
سایتی که در آن محصول نمایش داده میشود، مشتری سبد خرید پر میکند، آنلاین پرداخت میکند و سفارش در پنل ثبت میشود.
| قیمت | |
|---|---|
| وردپرسی | از ۱۲ میلیون تومان |
| اختصاصی | از ۱۹ میلیون تومان |
سایتی که محصول نمیفروشد؛ کسبوکار را معرفی میکند. صفحهی خدمات، نمونهکار، دربارهی ما، تماس با ما، وبلاگ.
| قیمت | |
|---|---|
| وردپرسی | از ۹ میلیون تومان |
| اختصاصی | از ۱۴ میلیون تومان |
کلمهی «از» را حذف نکن. اینها قیمت شروع است؛ اگر مشتری قابلیت خاصی خواست، قیمت عوض میشود و آن را مدیر تعیین میکند.
اینها را ما انجام میدهیم، ولی قیمتش به حجم کار بستگی دارد. تو فقط بگو «داریم»، بعد ارجاع بده به مدیر.
| خدمت | چه بگویی |
|---|---|
| سئو (ماهانه) | «داریم، خدمت جداگانهای است و ماهانه. همکارم دقیقش را میگوید.» |
| تبلیغات گوگل و کمپین | همان |
| تولید محتوا و مقاله | همان |
| راهاندازی در دیجیکالا و باسلام | «بله، بعد از راهاندازی سایت اینها را هم راه میاندازیم. مرحلهبهمرحله جلو میرویم.» |
| اپلیکیشن موبایل | «انجام میدهیم. برآوردش اختصاصی است، همکارم تماس میگیرد.» |
| فروشگاه سازمانی (کارخانه، هلدینگ، زنجیرهفروشگاه) | همان |
| مشتریای که الان سایت دارد و میگوید خوب کار نمیکند | «آدرس سایتتان را بدهید تا همکارم نگاه کند» ← درس 09، مورد ۱۲ |
جملهی استاندارد ارجاع:
«این را همکارم که خودش پروژهها را اجرا میکند بهتر توضیح میدهد. شمارهتان را دارم، هماهنگ میکنم [امروز عصر / فردا صبح] تماس بگیرد.»
⚠️ بعدش واقعاً همان روز به مدیر بگو. ارجاعی که منتقل نشود، از جوابندادن بدتر است.
این چیزی است که ما را از یک طراح سایتِ معمولی جدا میکند و باید در تماس منتقل شود:
| مرحله | ما چه میکنیم |
|---|---|
| قبل از پروژه | کسبوکار مشتری را میشناسیم و میگوییم کدام راهکار به کارش میآید |
| هنگام اجرا | سایت را با محصولات و برند خودش راه میاندازیم |
| تحویل | آموزش کار با سایت را میدهیم — بدون وابستگی به ما |
| یک سال بعدش | پشتیبانی فنی رایگان |
| در آینده | اگر قابلیت جدیدی خواست، فقط هزینهی همان قابلیت را میگیریم و اضافه میکنیم |
| رشد | اگر خواست، سئو و تبلیغات و کانالهای فروش دیگر را هم راه میاندازیم |
جملهای که میتوانی به مشتری بگویی:
«ما فقط یک سایت تحویل نمیدهیم که شما تنها بمانید. بعد از راهاندازی، آموزش کار با سایت را میدهیم و یک سال هم پشتیبانی فنی رایگان دارید. اگر بعداً کسبوکارتان رشد کرد و قابلیت جدیدی خواستید، فقط هزینهی همان قابلیت را میگیریم.»
از هر صنف و حوزهای. تجربه نشان داده مشتریهای ما معمولاً یکی از اینها هستند:
| تیپ مشتری | چه میخواهد |
|---|---|
| پیج اینستاگرامی با فروش فعال | میخواهد از دایرکت خلاص شود و سفارشها منظم ثبت شود |
| مغازهدار حضوریِ جاافتاده | میخواهد آنلاین هم بفروشد و از گوگل مشتری بگیرد |
| کسی که تازه شروع کرده | میخواهد از اول درست شروع کند — بودجهاش معمولاً محدود است |
| تولیدکننده و عمدهفروش | میخواهد کاتالوگ و سفارشگیری آنلاین داشته باشد |
| کسی که سایت دارد و راضی نیست | ⚠️ ارجاع به مدیر |
نکتهی مهم: مشتریهای ما تقریباً همیشه به دلیل افزایش فروش سایت میخواهند. یعنی مسئلهی آنها «سایت» نیست، «فروش بیشتر» است. حرفزدنت باید همین را نشان بدهد.
سایت بهتنهایی فروش را زیاد نمیکند. یک فروشگاه اینترنتی وقتی به رشد کمک میکند که در کنارش:
پس هرگز نگو:
❌ «با طراحی سایت فروش شما چند برابر میشود.»
بگو:
✅ «یک فروشگاه اینترنتی حرفهای یک کانال فروش جدید برای شما میسازد؛ و اگر محصول مناسب و قیمت رقابتی و پاسخگویی خوب داشته باشید، میتواند به رشد فروشتان کمک کند.»
این تفاوت، مرزِ بین یک مشاورِ قابلاعتماد و یک فروشندهی وعدهفروش است. ← درس 17، خط سرخ شماره ۳
مهمترین درس این دوره. تا وقتی این را کامل نفهمیدهای، تماس فروش را خودت جواب نده.
قاعدهی طلایی: عیبِ هر دو گزینه را میگویی — از جمله عیبِ گزینهی گرانتر.
وردپرس یک نرمافزار آماده و رایگان است که در کل دنیا استفاده میشود. روی هاست نصبش میکنند و با آن سایت میسازند. برای اینکه فروشگاه شود، یک افزونه به اسم ووکامرس به آن اضافه میکنند.
هر قابلیت اضافه هم با یک افزونهی دیگر میآید: افزونهی درگاه پرداخت، افزونهی هزینهی پست، افزونهی کد تخفیف، افزونهی سئو و…
تشبیهی که به مشتری میگویی:
«وردپرس مثل این است که مغازهتان را با کمدها و قفسههای آمادهی بازار بچینید. سریع راه میافتد، ارزانتر تمام میشود، و اگر چیزی کم داشتید یک قفسهی دیگر اضافه میکنید. عیبش این است که هر قفسه را یک کارگاه دیگری ساخته — با هم صددرصد جور نیستند و باید مرتب سرویسشان کنید.»
این را بلد باش، چون مشتری میپرسد «وردپرس که رایگان است، پس شما چه کار میکنید که ۱۲ میلیون میگیرید؟»
| کار | توضیح |
|---|---|
| نصب و پیکربندی | وردپرس + ووکامرس روی هاست، فارسی و راستبهچپ |
| قالب | انتخاب و تهیهی قالب مناسب صنف مشتری + تنظیمش با رنگ و لوگوی او |
| افزونهها | انتخاب و تنظیم افزونههای لازم (درگاه، پست، تخفیف، سئو) |
| درگاه پرداخت | اتصال و تست کامل چرخهی خرید |
| ساختار فروشگاه | دستهبندی، صفحات، منو، فرم تماس |
| محصول نمونه | وارد کردن چند محصول بهعنوان الگو |
| آموزش | آموزش کار با پنل |
| پشتیبانی | یک سال پشتیبانی فنی رایگان |
جواب استانداردت:
«وردپرس خودش رایگان است، درست میگویید. کاری که ما میکنیم انتخاب درستِ قالب و افزونهها برای کارِ شما، فارسیسازی کامل، وصلکردن و تستِ درگاه، ساختن ساختار فروشگاه، آموزش شما و یک سال پشتیبانی است. کسی که فقط وردپرس را نصب کند، در عمل یک سایت خالی تحویل شما داده.»
سایتی که با کدِ خودمان ساخته میشود. ولی توجه: از صفر نوشته نمیشود.
این جمله را دقیق یاد بگیر، چون هم راست است و هم قیمت را توجیه میکند:
«هستهی فروشگاه — سبد خرید، پرداخت، مدیریت سفارش، پنل مدیریت — را ما یک بار نوشتهایم و سالهاست روی فروشگاههای واقعی کار میکند و تست شده. برای شما از صفر شروع نمیکنیم؛ همان هسته را با برند و محصولات شما راهاندازی و شخصیسازی میکنیم. برای همین هم قیمتش خیلی کمتر از سایتهای سفارشیِ واقعی است، هم زودتر تحویل میشود، هم باگ کمتری دارد.»
تشبیهی که به مشتری میگویی:
«اختصاصی مثل این است که قفسهبندی مغازهتان را یک نجارِ ثابت بسازد که سالهاست همین کار را میکند. گرانتر است و چند روز بیشتر طول میکشد، ولی همهاش یکدست است، جای هدررفته ندارد، و چند سال بعد هم لق نمیشود.»
| موضوع | وردپرس | اختصاصی |
|---|---|---|
| قیمت (فروشگاهی) | از ۱۲ میلیون تومان | از ۱۹ میلیون تومان |
| قیمت (شرکتی) | از ۹ میلیون تومان | از ۱۴ میلیون تومان |
| زمان تحویل | حدود ۷ روز کاری | ۱۰ تا ۱۴ روز کاری |
| سرعت سایت | متوسط · با زیاد شدن محصول و افزونه کندتر میشود | خیلی خوب · با رشد افت نمیکند |
| تا چند محصول راحت است | تا حدود ۵۰ محصول | تا چند هزار محصول |
| امنیت | وابسته به بهروز نگهداشتن افزونههاست | سطح حملهی کمتر، چون افزونهی شخص ثالث ندارد |
| نگهداری | آپدیت مرتب لازم دارد | آپدیتهای اجباری ندارد |
| پنل مدیریت | پنل عمومیِ وردپرس | پنل فارسیِ خودمان، برای فروشگاه ایرانی ساخته شده |
| ظاهر | قالب آماده + شخصیسازی محدود | مطابق برند مشتری |
| قابلیت جدید و خاص | اگر افزونهاش باشد آسان؛ اگر نباشد گران و شکننده | هر چه بخواهد ساخته میشود |
| هزینهی افزونه | بعضی افزونهها سالانه پول دارند | ندارد |
| هاست موردنیاز | قویتر، سالانه گرانتر | سبکتر |
| اتصال به ترب | ✅ | ✅ |
| مالکیت کد و دامنه | مال مشتری ✅ | مال مشتری ✅ |
| پشتیبانی فنی رایگان | یک سال ✅ | یک سال ✅ |
| اگر با ما کار نکند | هر برنامهنویس وردپرسکاری ادامه میدهد (خیلی زیادند) | کد را تحویل میگیرد، ولی برنامهنویس جدید باید کد را بخواند |
آخرین سطر جدول را حتماً بگو. این تنها جایی است که وردپرس واقعاً و بدون ابهام برنده است. گفتنش اعتماد میسازد و برای ما هزینهای ندارد.
۱. با رشد کند میشود.
هرچه محصول و افزونه بیشتر شود، سایت سنگینتر میشود. سایت کند یعنی مشتری قبل از باز شدن صفحه میرود.
۲. هر افزونه یک درِ اضافه است.
در وردپرس بیشترِ آسیبپذیریهای امنیتی مربوط به افزونهها است، نه خودِ وردپرس.
⚠️ چطور بگویی: معنیاش «وردپرس بد است» نیست — خودِ وردپرس خوب نگهداری میشود. معنیاش این است که هرچه افزونهی بیشتری نصب کنی، درهای بیشتری باز کردهای. همان چیزی که بزرگترین مزیت وردپرس است («برای هر کاری یک افزونه هست»)، همان جایی است که بار نگهداری میسازد.
اگر این را ترساننده بگویی، مشتری حس میکند داری میفروشی؛ اگر منصفانه بگویی، حس میکند داری راهنمایی میکنی.
۳. نگهداری کارِ مستمر میخواهد.
افزونهها و خود وردپرس باید مرتب آپدیت شوند. آپدیتنکردن = ریسک. آپدیتکردن هم گاهی یک بخش دیگر را خراب میکند.
۴. شخصیسازیِ زیاد، گران و شکننده میشود.
تا وقتی در چارچوب قالب و افزونهها بمانی ارزان است. لحظهای که بگویی «من این را یکجور دیگر میخواهم»، هزینه و ریسک بالا میرود.
۵. هاست قویتر لازم دارد.
یعنی هزینهی سالانهی بیشتر — که مشتری معمولاً در محاسبهی اولش حسابش نکرده.
⚠️ نگفتنِ اینها بزرگترین اشتباه است. فروشندهای که فقط خوبیِ گرانترین گزینه را میگوید، باور نمیشود.
۱. گرانتر است. ۷ میلیون تومان اختلاف، برای کسی که تازه شروع کرده پول کمی نیست.
۲. زمان بیشتری میبرد. اگر مشتری عجله دارد (مثلاً کمپین نوروز یا شب یلدا)، این یک عیب واقعی است.
۳. برای فروشگاه کوچک، اضافهخرج است. کسی که ۵ محصول دارد و ماهی ۱۰ سفارش، از هیچکدام از مزیتهای اختصاصی استفاده نمیکند. صادقانه بگو.
۴. برنامهنویس وردپرس زیاد است، برنامهنویسِ آشنا با کد ما نه. کد مال مشتری است و تحویل داده میشود، ولی اگر روزی خواست جدا شود، برنامهنویس جدیدش باید کد را بخواند و راه بیفتد.
جملهای که این را حرفهای میگوید:
«صادقانه بگویم: اگر شما الان ۸ تا محصول دارید و ماهی چند تا سفارش، اختصاصی برای شما اضافهخرج است. با وردپرس شروع کنید، بفروشید. من ترجیح میدهم شما راضی باشید تا اینکه ۷ میلیون بیشتر بدهید و استفادهاش را نکنید.»
این جمله در عمل بیشتر از هر تکنیک فروشی، مشتری را نگه میدارد — چه امروز بخرد چه شش ماه بعد.
خیلی از مشتریها این را میگویند:
«الان وردپرس میزنم، بعداً که بزرگ شدم تبدیلش میکنم به اختصاصی.»
این کار عملاً ممکن نیست. تبدیل یک سایت وردپرسی به اختصاصی، در عمل مثل ساختن یک سایت جدید است — نه یک ارتقای ساده.
چرا این نکته را حتماً بگو:
اگر نگویی و مشتری وردپرس بگیرد و یک سال بعد بفهمد باید از اول پول بدهد، حق دارد ناراضی باشد و حق دارد بگوید «به من نگفتید».
جملهی درست:
«یک نکته را همین اول بگویم که بعداً سورپرایز نشوید: تبدیل سایت وردپرسی به اختصاصی مثل ارتقای یک پکیج نیست — عملاً ساختن یک سایت جدید است. پس بهتر است همین حالا با توجه به برنامهی یکی دو سال آیندهتان تصمیم بگیرید. اگر مطمئنید که رشد میکنید، از اول اختصاصی بهصرفهتر است. اگر مطمئن نیستید، وردپرس انتخاب بدی نیست — فقط بدانید که بعداً یک تصمیم تازه است، نه یک ارتقا.»
مشتری زیاد میپرسد. جواب همه «بله» است:
و در هیچکدام نیست:
17ساختار: اول ارزانتر، بعد گرانتر. برای هرکدام یک مزیت و یک عیب.
«ما دو مدل سایت داریم.
اولی وردپرس است. وردپرس یک نرمافزار آمادهی جهانی است که ما نصب و فارسی و راهاندازی میکنیم. خوبیاش این است که ارزانتر است و زودتر راه میافتد — حدود یک هفتهی کاری. برای کسی که زیر پنجاه محصول دارد و میخواهد معمولی شروع کند، کاملاً کافی است. عیبش این است که هرچه محصولاتتان بیشتر شود کندتر میشود، و چون با افزونه کار میکند باید مرتب سرویسش کنید.
دومی سایت اختصاصی است. یعنی با کد خودمان — کدی که سالهاست روی فروشگاههای واقعی کار میکند و تست شده. سرعتش عالی است، امنیتش بهتر است چون افزونهی متفرقه ندارد، پنل مدیریتش را خودمان برای فروشگاه ایرانی ساختهایم و راحتتر است، و برای برند خودتان طراحی میشود. با هزار تا محصول هم کند نمیشود. عیبش این است که گرانتر است و چند روز بیشتر طول میکشد — و راستش را بخواهید، اگر کسی فقط چند تا محصول داشته باشد، اضافهخرج است.»
⚠️ آن جملهی آخر را حذف نکن. کل این روش رویش بنا شده.
روی کاغذ و بدون نگاهکردن به این درس بنویس:
بعد به مدیر نشان بده و بلند برایش بخوان — نوشتن کافی نیست، باید به زبانت بچرخد.
قاعدهی این درس: هیچ قابلیتی را «لُخت» معرفی نکن.
❌ «سامانه پیامکی داریم.» ← مشتری میگوید «خب؟»
✅ «سامانه پیامکی داریم؛ یعنی وقتی سفارش ثبت شد خودکار پیام میرود و شما دیگر لازم نیست دستی خبر بدهید.»فرمول: قابلیت + «یعنی چه» + «چه کمکی به تو میکند».
وقتی مشتری میپرسد «سایت شما چه امکاناتی دارد؟»، جواب دادن با یک لیست بیستتایی اشتباه است — مشتریِ تازهکار گیج میشود.
اول بگو فروشگاه از پنج بخش تشکیل شده، بعد فقط همان بخشی را باز کن که به کارِ او میآید:
۱. مدیریت محصولات ← جنسها را میچینی
۲. فرآیند فروش ← مشتری سفارش میدهد و پول میدهد
۳. گزارشها ← میفهمی چه خبر است
۴. ارتباط با مشتری ← مشتریِ قبلی را برمیگردانی
۵. کانالهای جذب ← مشتریِ تازه از بیرون میآید
جملهی معرفیِ کلی:
«ما فقط یک سایت تحویل نمیدهیم. هدف این است که فروشگاه شما یک سیستم کامل فروش آنلاین داشته باشد؛ از مدیریت محصول و سفارش گرفته تا گزارش فروش، ارتباط با مشتریهای قبلی، و اگر لازم شد فروش در کانالهای دیگر.»
چه هست: ایجاد و ویرایش محصول، دستهبندی، تصاویر، قیمت، موجودی، ویژگیها (سایز، رنگ، وزن).
چطور بگو:
«محصولاتتان را خودتان اضافه و ویرایش میکنید — عکس میگذارید، قیمت مینویسید، موجودی را میزنید. اگر محصولی سایز و رنگ دارد، هر ترکیبش موجودی جدا دارد. کاملاً بدون نیاز به برنامهنویس.»
چرا مهم است: بزرگترین ترسِ مشتری «وابستهشدن به شرکت» است. این قابلیت جوابِ همان ترس است.
چه هست: سبد خرید، ثبت سفارش، درگاه پرداخت، مدیریت وضعیت سفارش، پنل کاربری خریدار.
چطور بگو:
«مشتری محصول را در سبد میگذارد، آدرس میدهد، آنلاین پرداخت میکند و سفارشش در پنل شما ثبت میشود. شما وضعیتش را عوض میکنید — در حال آمادهسازی، ارسال شد — و مشتری هم همان را در پنل خودش میبیند.»
نقطهی فروشِ قوی (مخصوص مشتریِ اینستاگرامی):
«دیگر لازم نیست در دایرکت آدرس و شمارهکارت رد و بدل کنید. سفارشها منظم در یک جا ثبت میشوند و هیچکدام گم نمیشود.»
چه هست: میزان فروش، تعداد سفارش، محصولات پرفروش، رفتار خریدارها.
چطور بگو:
«در پنل میبینید این ماه چقدر فروش داشتید، کدام محصول بیشتر فروش رفته و کدامها فروش نرفتهاند. این چیزی است که در اینستاگرام هیچوقت نمیفهمید.»
چرا مهم است: مشتریِ حرفهایتر با همین جمله جذب میشود. مشتریِ تازهکار معمولاً برایش مهم نیست — پس برای او این را نگو، وقتش را نگیر.
چه هست: ارسال پیامک خودکار برای وضعیت سفارش + ارسال پیام گروهی به مشتریهای قبلی.
چطور بگو:
«وقتی سفارش ثبت یا ارسال شد، خودکار پیامک میرود؛ لازم نیست خودتان دستی خبر بدهید. و مهمتر: میتوانید بعداً به مشتریهای قبلیتان پیام بدهید — مثلاً محصول جدید آمد یا تخفیف گذاشتید.»
⚠️ اعتبار پیامک هزینهی مصرفی دارد (به ازای هر پیام). عددش را نگو → ارجاع به مدیر.
چه هست: ساخت کد تخفیف با شرط و تاریخ انقضا، تخفیف روی دسته یا محصول خاص.
چطور بگو:
«میتوانید کد تخفیف بسازید — مثلاً برای شب یلدا یا برای مشتریهای قبلی — با تاریخ انقضا و سقف استفاده. بعد هم در گزارشها میبینید چند نفر از آن کد استفاده کردند.»
نقطهی فروشِ قوی:
«در اینستاگرام کمپین گذاشتن یعنی دستی حساب کردن و امیدوار بودن یادتان نرود. اینجا خودِ سایت حساب میکند.»
چه هست: لیست خریداران، سابقهی خریدشان، شماره تماسها.
چطور بگو:
«همهی کسانی که یک بار از شما خریدهاند در پنل شما میمانند، با سابقهی خریدشان. این یعنی دفعهی بعد لازم نیست پول تبلیغات بدهید تا مشتریِ تازه پیدا کنید؛ به همینها پیام میدهید. فروش به کسی که یک بار خریده، از پیدا کردن مشتری تازه راحتتر و ارزانتر است.»
⚠️ اگر مشتری اینستاگرامی است، این قویترین استدلال توست: در اینستاگرام لیست مشتریانت مالِ خودت نیست.
ترب چیست؟ یکی از شناختهشدهترین سایتهای جستجو و مقایسهی قیمت در ایران. خیلی از مردم قبل از خرید، اسم محصول را در ترب میزنند تا قیمت فروشندههای مختلف را ببینند.
اتصال چه میکند؟ محصولات فروشگاه در نتایج ترب نمایش داده میشود و کاربر با کلیک وارد سایت مشتری میشود.
چطور بگو:
«ترب مثل یک ویترین بزرگ برای محصولات شماست. کسی که دنبال محصول شما میگردد، آن را بین فروشندههای مختلف میبیند و وارد سایت شما میشود. یعنی فروشگاهتان از روز اول منتظر این نمیماند که کسی خودش آدرس سایت را بداند.»
★ نکتهی مهم: اتصال ترب در فاز اول ماست. یعنی همان اول کار انجام میشود، جزو پکیج است. این را بگو — یک مزیت واقعی است.
⚠️ دو چیز را نگو:
جملهی صادقانه:
«ترب یک کانال جذب مشتری است و میتواند بازدیدکنندهی تازه بیاورد. اینکه چقدر به فروش تبدیل شود به قیمت و عکس و اعتبار فروشگاه شما هم بستگی دارد.»
چه هست: خریدار میتواند مبلغ را قسطی بدهد؛ پول کامل از سرویسِ اقساط به فروشنده میرسد.
چطور بگو:
«گاهی مشتری محصول را میخواهد ولی پرداختِ کلِ مبلغ در همان لحظه برایش سخت است. با پرداخت قسطی، افراد بیشتری امکان خرید دارند و احتمال نهاییشدن سفارش بالاتر میرود. برای فروشگاههایی که کالای گرانتر میفروشند مزیت جدیای است.»
★ کجای مسیر است: پیشنهاد ما این است که فاز دوم انجام شود — اول سایت راه بیفتد و بفروشد، بعد اقساط اضافه شود.
چطور بگو:
«این را معمولاً در مرحلهی بعد اضافه میکنیم. پیشنهادم این است اول سایت راه بیفتد و فروشتان شروع شود، بعد اقساط را وصل کنیم. اینطوری هم زودتر به فروش میرسید هم یکجا خرج نمیکنید.»
⚠️ خط سرخ: نگو «باعث چند برابر شدن فروش میشود». بگو «میتواند تردید خرید را کم کند و مشتری بیشتری را وارد خرید کند».
چه هست: اگر مشتری خواست، کمک میکنیم در مارکتپلیسها هم بفروشد.
چطور بگو:
«بعد از اینکه سایت راه افتاد، اگر بخواهید در دیجیکالا و باسلام هم بفروشید، آن را هم راه میاندازیم. مرحلهبهمرحله جلو میرویم، نه همه با هم.»
⛔ قیمت نده. خدمت جداست ← ارجاع به مدیر.
این یکی از قویترین چیزهایی است که میتوانی بگویی، چون فشار مالی را کم میکند و اعتماد میسازد:
| فاز | چه چیزی |
|---|---|
| فاز اول (داخل قیمت) | سایت + پنل + درگاه + اتصال ترب + پیامک + کد تخفیف + آموزش + یک سال پشتیبانی |
| فاز دوم (بعداً، جدا) | پرداخت قسطی · سئو · تبلیغات · دیجیکالا و باسلام · قابلیتهای سفارشی |
جملهی استاندارد:
«پیشنهاد ما این است که اول سایت را راه بیندازیم و فروشتان شروع شود — اتصال ترب هم از همان فاز اول هست. بعد در مرحلهی بعد سراغ اقساط و سئو و کانالهای دیگر میرویم. اینطوری زودتر به فروش میرسید و همهی هزینه را یکجا نمیدهید.»
⚠️ برای یک مشتریِ تازهکار، توضیح بیست قابلیت باعث سردرگمی و فرار میشود.
درست: اول شش سؤال کشف (درس 07)، بعد فقط دو تا سه قابلیتی که به کارِ همین مشتری میآید.
| مشتری | اینها را بگو | اینها را نگو |
|---|---|---|
| پیج اینستاگرامی، فروش فعال | نظم سفارشها · لیست مشتریان مال خودت · کد تخفیف | گزارش پیشرفته · ERP |
| مغازهدار حضوری | ترب و دیدهشدن در گوگل · فروش ۲۴ ساعته | باشگاه مشتریان · اتوماسیون |
| تازهکار با ۶ محصول | پنل ساده · آموزش · هزینهی کم | اقساط · مارکتپلیس · گزارش فروش |
| فروشگاه بزرگ با ۳۰۰۰ کالا | سرعت با محصول زیاد · جستجو و فیلتر · گزارش | — |
این درس هیچ عدد و اطلاعات فنی ندارد. ولی اگر این را نگیری، بقیهی درسها به کار نمیآید.
اگر فقط یک جمله از این دوره یادت بماند، این باشد: تو مشاوری هستی که میفروشد، نه فروشندهای که مشاوره میدهد.
خیلی مهم است که این را از اول بفهمی:
تو تماس سرد نمیگیری. ما به کسی زنگ نمیزنیم که «سایت میخواهید؟». مشتری از تبلیغات ما را پیدا میکند و خودش زنگ میزند.
یعنی:
| مشتری این را از قبل تصمیم گرفته | مشتری این را نمیداند |
|---|---|
| که سایت لازم دارد | چه نوع سایتی به کارش میآید |
| که میخواهد آنلاین بفروشد | فرق وردپرس و اختصاصی چیست |
| که باید پول بدهد | قیمت منصفانه چقدر است |
| به کدام شرکت اعتماد کند |
نتیجهی عملی: وقتت را برای قانع کردنِ او صرف نکن که «سایت خوب است». او آمده است. کارِ تو راهنمایی و اعتمادسازی است، نه متقاعدسازی.
و همین یعنی: تکنیکهای فروش تهاجمی — فشار آوردن، عجله ساختن، تخفیف لحظهای — اینجا ضرر میزند. مشتریای که با فشار خرید کند، سرِ پروژه پشیمان میشود.
| پاسخگوی معمولی | کارشناس حرفهای |
|---|---|
| منتظر است مشتری سؤال بپرسد | خودش سؤال میپرسد |
| قیمت را میگوید و قطع میکند | اول میفهمد مشتری کیست |
| هرچه بلد است میگوید | فقط آنچه به کار مشتری میآید |
| «بله داریم / نه نداریم» | «برای کارِ شما این یکی بهتر است، چون…» |
| تماس تمام شد، کار تمام شد | تماس تمام شد، پیگیری شروع شد |
| تماسِ بینتیجه = وقت تلفشده | تماسِ بینتیجه = یک لید که باید ثبت شود |
هدف تماس اول فروش نیست. خیلی از تماسها همان روز به قرارداد نمیرسد و این طبیعی است.
هدف تماس اول، چهار چیز است:
اگر این چهار تا انجام شد، تماس موفق بوده — حتی اگر مشتری نخرید.
از هر ۱۰ تماس ورودی، حدود ۱ نفر مشتری میشود.
برداشت غلط: «۹۰ درصد تماسها بیفایده است.»
برداشت درست: «هر تماس گران است — از تبلیغات آمده و پول داده شده. آن ۹ نفر:
بزرگترین کاری که تو میتوانی برای این شرکت بکنی: تبدیل این ۱ به ۲. و راهش تکنیک فروش نیست — راهش گم نشدن مشتری است: ثبت درست، پیگیری منظم، جواب سریع.
مشتری در همان سی ثانیهی اول تصمیم میگیرد که با یک آدم بلد حرف میزند یا نه. عواملش:
تا نفهمیدهای مشتری چند محصول دارد و کجا میفروشد، نمیتوانی راهنماییاش کنی. ← درس 07
قیمت، زمان، شرایط پرداخت، هزینههای جانبی — همه شفاف و بدون پنهانکاری. یک اطلاعِ نگفته، سه ماه بعد یک مشتریِ عصبانی میسازد.
این خستهکنندهترین بخش کار است و مهمترینش. ← درس 11 و 12
۱. «باید حتماً بفروشم.»
نه. باید درست راهنمایی کنی. فروش نتیجهی راهنماییِ درست است. اگر با هدف «باید بفروشم» تماس بگیری، لحنت لو میدهد و مشتری فرار میکند.
۲. «هرچه بیشتر توضیح بدهم، بهتر.»
برعکس. توضیح زیاد = سردرگمی = «فکر میکنم». کوتاه و مربوط حرف بزن.
۳. «باید همهچیز را بلد باشم.»
لازم نیست. باید بدانی چه چیزی را نمیدانی و آن را ارجاع بدهی. ندانستن اشکالی ندارد؛ اطلاعات غلط دادن دارد.
۴. «اگر گرانترین را بفروشم بهتر است.»
نه. اگر همیشه اختصاصی پیشنهاد بدهی، هم مشتریِ کوچک را میسوزانی، هم شرکت یک پروژهی ناراضی به دست میآورد. هفتهای حداقل یک بار باید آگاهانه وردپرس پیشنهاد بدهی — وقتی واقعاً درست است.
۵. «سکوت بد است، باید پرش کنم.»
بعد از گفتن قیمت، ساکت شو. سکوت را مشتری باید بشکند، نه تو. اگر تو بشکنی، معمولاً با یک توجیه یا تخفیف میشکنی — و همان لحظه قیمتت را بیارزش کردی.
۶. «مشتریای که نخرید، باید فراموش شود.»
غلط. همانها بانک مشتری فردا هستند. سه ماه بعد شرایطشان عوض میشود.
۷. «باید مثل فروشنده حرف بزنم.»
مثل خودت حرف بزن. جملهی مصنوعیِ حفظشده از جملهی سادهی خودت بدتر است. اسکریپتها برای ساختار است، نه برای حفظکردن.
مشتری در تلفن، فقط صدای تو را دارد. نه لباست را میبیند نه دفترت را.
| بکن | نکن |
|---|---|
| آرام حرف بزن | تند و پشتسرهم |
| اسمش را یکی دو بار در مکالمه بگو | «آقا» و «خانم» خالی تا آخر |
| بین سؤالها واکنش نشان بده: «چه خوب»، «پس فروشتان راه افتاده» | سؤال پشت سؤال مثل بازجویی |
| «در خدمتم»، «کمکتان میکنم» | «باید»، «حتماً باید»، «فرصت محدود است» |
| «پیشنهاد من این است چون…» | «این را بگیرید، بهتر است» |
| اگر خبر بدی داری (زمان، هزینه) صریح بگو | لاپوشانی و «بعداً حل میشود» |
یک تمرین واقعی: یک تماس خودت را (با اجازه) ضبط کن و بعد گوش بده. صدای خودت را که بشنوی، بیشتر از هر آموزشی یاد میگیری.
مشتری از من سایت نمیخرد؛ از من میخرد که خیالش راحت شود پولش هدر نمیرود.
هر چیزی که این خیال را راحتتر کند — صداقت، سابقه، نمونهکار، پرداخت مرحلهای، مالکیت کد، گفتنِ عیبها — کار فروش را جلو میبرد. هر چیزی که این خیال را خراب کند — وعدهی بزرگ، پنهانکاری، فشار، جواب حدسی — میسوزاند.
قاعدهی اصلی: تا این شش جواب را نگرفتهای، پیشنهاد نده.
نه برای اینکه قیمت را پنهان کنی — برای اینکه بتوانی بگویی «برای شمای خاص، این یکی بهتر است».
فرقِ فروشنده و مشاور همین است. مشاور اول میپرسد.
اگر مشتری بگوید «سایت میخواهم، چند؟» و تو فوراً بگویی «دوازده و نوزده»، دو اتفاق بد میافتد:
اگر دو دقیقه بپرسی، جملهات این میشود: «با این توضیحی که دادید، من به شما اختصاصی را پیشنهاد میکنم و دلیلش را میگویم.» این جمله میفروشد؛ آن دو عدد نمیفروشند.
قیمت را بده، بعد سؤال کن. فرار از قیمت، اعتماد را از بین میبرد.
«حتماً میگویم، پنهان نمیکنم — ما دو مدل داریم، از دوازده و از نوزده میلیون. فقط اجازه بدهید دو تا سؤال بپرسم که بگویم کدامش به درد شما میخورد، چون فرقشان زیاد است و نمیخواهم پول اضافه بدهید.»
جملهی «نمیخواهم پول اضافه بدهید» را حذف نکن. همان است که مشتری را مینشاند تا سؤالها را جواب بدهد.
بعد از هر سؤال، بگذار جواب بدهد و بنویس. وسط حرفش نپر.
اولین و مهمترین سؤال. باعث میشود مشتری راحت حرف بزند و تو صنفش را بفهمی.
به چه چیزی گوش بده:
★ مهمترین عدد برای تصمیم. اگر گفت «نمیدانم»، کمکش کن: «دهتایی است یا صدتایی؟»
سؤال تکمیلی که یادت نرود:
«هر محصول سایز و رنگ مختلف هم دارد؟»
⚠️ این نکته را بدان: ۵۰ مدل مانتو که هرکدام ۴ سایز و ۳ رنگ دارد، در عمل ۶۰۰ محصول است، نه ۵۰. خیلی از مشتریها این را نمیدانند و عدد اشتباه میدهند. اگر این را برایشان روشن کنی، تو را متخصص میبینند — و تصمیمت هم درست میشود.
به چه چیزی گوش بده:
سؤال حساسی است، با لحن نرم بپرس: «اگر راحت هستید بگویید…»
اگر جواب نداد، اصرار نکن؛ از سؤال ۳ حدس بزن.
سه جواب رایج، هرکدام معنای متفاوتی دارد:
| جواب مشتری | یعنی چه | گرایش |
|---|---|---|
| «برای اعتبار، که وقتی میپرسند سایت داری بگویم بله» | سایت ویترین میخواهد | وردپرس |
| «که مشتریهای پیجم همانجا سفارش بدهند و درگیر دایرکت نشوم» | سایت فروش میخواهد | بستگی به تعداد محصول |
| «که از گوگل مشتری جدید بیاید» | سایت رشد میخواهد | اختصاصی + سؤال سئو را به مدیر ارجاع بده |
09، مورد «بودجه واقعاً کم است».بعد از شش سؤال، این جدول را نگاه کن. برای هر سطری که با مشتری میخواند، یک امتیاز بده:
| نشانه | وردپرس | اختصاصی |
|---|---|---|
| زیر ۲۰ محصول (با احتساب سایز و رنگ) | ➕➕ | |
| بین ۲۰ تا ۵۰ محصول | ➕ | ➕ |
| بالای ۵۰ محصول | ➕➕ | |
| بالای ۵۰۰ محصول | ➕➕➕ | |
| هنوز فروشی ندارد، تازه شروع میکند | ➕➕ | |
| پیج فعال با فروش مستمر | ➕ | |
| مغازهی حضوریِ جاافتاده | ➕ | |
| ماهی زیر ۳۰ سفارش | ➕ | |
| ماهی بالای ۱۰۰ سفارش | ➕➕ | |
| «سایت را برای اعتبار میخواهم» | ➕➕ | |
| «میخواهم از گوگل مشتری بیاید» | ➕➕ | |
| بودجهاش تنگ است و صریح گفته | ➕➕ | |
| «مهم نیست چقدر، خوبش را بساز» | ➕➕ | |
| عجله دارد (زیر ۱۰ روز) | ➕➕ | |
| برند دارد و ظاهر برایش مهم است | ➕➕ | |
| قابلیت خاص میخواهد (اقساط، انبار، حسابداری، اشتراک) | ➕➕ | |
| صریح گفته «برنامهی رشد دارم» | ➕➕ |
نتیجه:
نمونهی الف — پیج مانتوفروشی، ۴۰ مدل، هر مدل ۴ سایز و ۳ رنگ، ماهی ۸۰ سفارش، میخواهد از دایرکت خلاص شود
عدد واقعی محصول: حدود ۴۸۰. سفارش زیاد. فروش واقعی دارد.
→ اختصاصی. دلیلی که به او میگویی:
«با این تعداد سایز و رنگ، شما در عمل حدود ۴۸۰ محصول دارید، نه ۴۰. سایت وردپرسی با این تعداد از یک جایی به بعد کند میشود و فیلترش خوب کار نمیکند. شما الان فروش دارید؛ کند شدن سایت مستقیم از جیبتان میرود.»
نمونهی ب — تازه میخواهد عسل بفروشد، ۶ محصول، هنوز فروشی ندارد، بودجه تنگ
→ وردپرس، صادقانه.
«برای شما اختصاصی اضافهخرج است. با وردپرس شروع کنید و پولتان را بگذارید برای عکس خوب و تبلیغات. فقط یک نکته: تبدیل بعدی به اختصاصی مثل ارتقا نیست، پس اگر مطمئنید سریع بزرگ میشوید بگویید تا از اول درست تصمیم بگیریم.»
نمونهی ج — مغازهی لوازم یدکی، ۳۰۰۰ کد کالا، حضوری خوب میفروشد، میخواهد از گوگل هم مشتری بیاید
→ اختصاصی، بدون تردید. ۳۰۰۰ محصول در وردپرس یعنی جستجو و فیلترِ کند. + سؤال گوگل را برای مشاورهی سئو به مدیر ارجاع بده.
نمونهی د — دفتر خدمات فنی، محصول ندارد، میخواهد خدماتش را معرفی کند و فرم تماس داشته باشد
→ این فروشگاه نیست، سایت شرکتی/خدماتی است: ۹ و ۱۴ میلیون. با همان منطق دو گزینه پیش برو.
ساختار سهتکهای: پیشنهاد + دلیلِ مخصوصِ او + اجازهی مخالفت
«با توجه به اینکه [۴۸۰ محصول دارید و ماهی ۸۰ سفارش]، من به شما اختصاصی را پیشنهاد میکنم. دلیلش این است که [با این تعداد محصول، سایت وردپرسی از یک جایی به بعد کند میشود و شما که فروش دارید مستقیم ضرر میکنید]. البته وردپرس هم برایتان کار میکند و اگر ترجیح بدهید همان را میسازیم — فقط دوست داشتم بدانید چرا آن یکی را پیشنهاد میدهم.»
★ آن جملهی آخر را حذف نکن. فشار را برمیدارد و دقیقاً همان چیزی است که مشتری را راحت میکند.
«راستش شما دقیقاً وسط این دو گزینهاید. اگر برنامهتان این است که همینطور که هستید بفروشید، وردپرس کاملاً کافی است. اگر برنامهتان این است که تا یک سال دیگر چند برابر کنید، اختصاصی را بگیرید که دوباره هزینه ندهید — چون تبدیلش بعداً ممکن نیست. کدامش به برنامهتان نزدیکتر است؟»
سؤال آخر را حتماً بپرس. مشتری وقتی خودش انتخاب کند، پایش میماند.
این بهترین سؤالی است که میشنوی — یعنی به تو اعتماد کرده. صادقانه جواب بده، حتی اگر جوابت گزینهی ارزانتر باشد.
نام: .................... شماره: .................... تاریخ: ..........
۱. صنف / چه میفروشد: ..........................................
۲. تعداد محصول: ............ سایز و رنگ دارد؟ بله ☐ خیر ☐
عدد واقعی (محصول × سایز × رنگ): ............
۳. الان کجا میفروشد: پیج ☐ مغازه ☐ هیچجا ☐ سایت دارد ☐
۴. سفارش ماهانه: ............
۵. سایت را برای چه میخواهد: اعتبار ☐ سفارشگیری ☐ رشد از گوگل ☐
۶. زمان: ............ بودجه: ............
نوع سایت: فروشگاهی ☐ شرکتی/خدماتی ☐
──────────────────────────────────────────
پیشنهاد من: وردپرس ☐ اختصاصی ☐ نزدیک بود ☐
دلیلی که به مشتری گفتم: ....................................
واکنش مشتری: ..............................................
قدم بعدی + تاریخ: .........................................
ارجاع لازم دارد؟ خیر ☐ بله، بابتِ: ....................
پر کردن این کارت، همان چیزی است که هنگام ثبت در پنل (درس 11) لازم داری. دور نیندازش.
قیمت ما منصفانه است. این را باور داشته باش، چون از لحنت شنیده میشود.
تجربه نشان داده مشتریهای ما معمولاً به قیمت اعتراض جدی نمیکنند. پس کارِ تو دفاع از قیمت نیست؛ کارِ تو این است که قیمت را در کنار ارزشش بگویی.
❌ «فروشگاه اختصاصی نوزده میلیون است.»
مشکل: مشتری فقط یک عدد شنیده. عدد را با هر عدد دیگری میشود مقایسه کرد. تو تبدیل شدی به یک برگهی قیمت.
✅ درست: قبل از عدد، مشتری باید بداند این پول بابت چه چیزی است.
«پس شما یک فروشگاه اینترنتی میخواهید با حدود ۴۰۰ محصول که مشتریهای پیجتان هم همانجا سفارش بدهند.»
این جمله نشان میدهد گوش دادهای. حذفش نکن.
04، بخش ۱۰)«وردپرس از دوازده میلیون شروع میشود، اختصاصی از نوزده میلیون.»
«یک نکته را هم از الان بگویم که بعداً سورپرایز نشوید: دامنه جدا و سالانه است، حدود ۶۰ هزار تومان برای داتآیآر. هاست هم سالانه است ولی سال اولش با ماست؛ از سال دوم حدود یک تا دو میلیون در سال. اینماد هم اگر بخواهید حدود ۱۷۵ هزار تومان برای دو سال است که ما راهنمایی میکنیم بگیرید.»
★ این مهمترین نکتهی این درس است. بعد از گفتن قیمت حرف نزن. بگذار مشتری اول حرف بزند.
اگر تو سکوت را بشکنی، معمولاً با یک توجیه («البته قابل مذاکره است…») یا یک تخفیف میشکنی — و همان لحظه به مشتری یاد دادی که قیمتت واقعی نبود.
وقتی مشتری بپرسد «این پول بابت چیست؟»:
| طراحی و راهاندازی کامل سایت |
| پنل مدیریت فارسی |
| اتصال درگاه پرداخت بانکی |
| نسخهی موبایل |
| SSL |
| هاست و سرور سال اول |
| اتصال به ترب |
| سامانه پیامکی و کد تخفیف |
| وارد کردن چند محصول بهعنوان نمونه |
| آموزش کار با سایت |
| یک سال پشتیبانی فنی رایگان |
| مالکیت کامل کد و دامنه به نام خود مشتری |
جملهی جمعبندی:
«یعنی شما یک فروشگاه آمادهی فروش تحویل میگیرید، با هاست سال اول، آموزش، و یک سال پشتیبانی — نه فقط یک سایت.»
| ۵۰٪ در شروع پروژه |
| ۵۰٪ بعد از تحویل سایت |
| پرداخت بهصورت کارتبهکارت |
جملهی استاندارد:
«پرداخت مرحلهای است: نصفش در شروع کار و نصف دیگر بعد از تحویل سایت. یعنی لازم نیست کل مبلغ را از اول بدهید.»
⚠️ اگر مشتری پیشپرداخت کمتری خواست:
شرایط پرداخت در بعضی پروژهها قابل توافق است، ولی تو تعیینش نمیکنی.
«شرایط پرداخت در بعضی پروژهها قابل بررسی است. اجازه بدهید با مدیر مطرح کنم و همین امروز جوابتان را بدهم.»
⛔ خودت درصد کمتری قول نده. ← درس 17، خط سرخ ۲
| گزینه | زمان |
|---|---|
| وردپرس | حدود ۷ روز کاری |
| اختصاصی | ۱۰ تا ۱۴ روز کاری |
| تا فروشگاه واقعاً آمادهی فروش شود | حدود ۲ هفته |
چرا دو عدد؟ چون بعد از تحویل سایت، چند کار دیگر هم هست: مشتری محصولاتش را میگذارد، ما اینماد و درگاه را وصل میکنیم.
جملهی استاندارد:
«وقتی اطلاعات را گرفتیم و شروع کردیم، سایت وردپرسی حدود یک هفتهی کاری و اختصاصی ۱۰ تا ۱۴ روز کاری آماده میشود. تا شما محصولات را بگذارید و ما اینماد و درگاه را وصل کنیم، معمولاً میشود حدود دو هفته تا فروشگاه واقعاً آمادهی فروش باشد.»
⚠️ دو چیز را صادقانه بگو:
| مشتری میگوید | چه معنی دارد | تو چه میکنی |
|---|---|---|
| «خوب است، بررسی میکنم» | مثبت است ولی آمادهی تصمیم نیست | ⛔ فشار نده. قدم بعدیِ تاریخدار بگیر |
| سکوت | دارد فکر میکند | تو هم ساکت باش. بگذار او بشکند |
| «گران است» | سه معنیِ مختلف دارد | درس 09، مورد ۱ |
| «جای دیگر ارزانتر گفتند» | دارد مقایسه میکند | درس 09، مورد ۲ |
| «تخفیف نمیدهید؟» | چانه میزند | ⛔ ارجاع به مدیر. خودت تخفیف نده |
| «باشد، چطور شروع کنیم؟» | 🔴 آماده است | درس 13 — همان لحظه ببند |
پاسخ استاندارد به «بررسی میکنم»:
«حتماً، بررسی کنید — عجلهای نیست. من چند نمونهکار مشابه کارِ خودتان در واتساپ میفرستم که راحتتر تصمیم بگیرید. و اگر اجازه بدهید [پنجشنبه بعدازظهر] یک تماس کوتاه بگیرم ببینم به نتیجه رسیدید یا سؤالی مانده.»
★ تاریخ بگیر. «هر وقت خواستید زنگ بزنید» قدم بعدی نیست.
تو تخفیف نمیدهی. هیچ تخفیفی. فقط مدیر.
چرا اینطور است:
جملهی درست:
«قیمتهای ما مشخص و ثابت است و راستش را بخواهید نسبت به کاری که تحویل میدهیم منصفانه هم هست. اگر بودجهتان محدود است، بگذارید یک راه بهتر پیشنهاد بدهم: با گزینهی وردپرس شروع کنید که دوازده میلیون است و کار شما را راه میاندازد.»
راهِ درستِ کمک به مشتریِ کمبودجه سه چیز است، هیچکدامش تخفیف نیست:
05، بخش ۱۱)بعضیها واقعاً فقط قیمت جمع میکنند. با آنها هم محترم باش، ولی وقتِ زیادی نگذار:
«حتماً، دو مدل داریم: از دوازده و از نوزده میلیون. اگر خواستید بدانید کدام به کارِ شما میآید، دو تا سؤال بپرسم راهنماییتان کنم — وگرنه همین دو عدد را در واتساپ هم برایتان میفرستم که دستتان باشد.»
بعد در پنل ثبتش کن با یادداشت «فقط قیمت گرفت». همینها یک ماه بعد برمیگردند — و آن موقع یادداشتت طلاست.
15) نیست ← «چک میکنم و میگویم».اعتراض یعنی مشتری هنوز در بازی است. کسی که علاقه ندارد اعتراض نمیکند — قطع میکند.
پس وقتی اعتراض شنیدی، خوشحال باش.
ساختار جواب به هر اعتراض — سه تکه:
⛔ هیچوقت با تخفیف جواب اعتراض را نده. تخفیف اعتراض را حل نمیکند؛ فقط به مشتری یاد میدهد که قیمتت واقعی نبوده.
اول بفهم کدام «گران است» را میگوید — این سه کاملاً فرق دارند:
سؤالی که هر سه را از هم جدا میکند:
«حق دارید، رقم کمی نیست. اجازه بدهید یک سؤال بپرسم: نسبت به بودجهای که در نظر داشتید گران است، یا نسبت به جایی که قیمت گرفتهاید؟»
اگر گفت نسبت به بودجهاش:
«کاملاً درک میکنم. ببینید، ما دقیقاً برای همین دو گزینه داریم. اگر نوزده میلیون الان برایتان سنگین است، با وردپرس دوازده میلیون شروع کنید — کار شما را راه میاندازد. من ترجیح میدهم شما راه بیفتید تا اینکه بهخاطر رقم، اصلاً سایت نداشته باشید.»
اگر گفت نسبت به جای دیگر → مورد ۲.
اگر گفت «همینطوری گران است» (یعنی ارزشش را نفهمیده):
«بگذارید یک جور دیگر نگاه کنیم. شما الان ماهی [عدد خودش] سفارش دارید. اگر سایت باعث شود ماهی فقط [عدد کوچک] سفارش بیشتر بگیرید، در [چند ماه] هزینهاش برگشته و بعدش سود است. سایت هزینهی یکباره است، نه ماهانه — و هاست سال اولش هم با ماست.»
این اعتراض راست است. انکارش نکن. بله، کسانی هستند که وردپرس را ۳ تا ۵ میلیون نصب میکنند.
«راست میگویید، هست. و صادقانه بگویم — اگر کسی فقط وردپرس را نصب کند و قالبی رویش بگذارد، همان چند میلیون هم زیاد است. تفاوت در آن چیزی است که بعدش میآید: انتخاب درست قالب و افزونه برای صنف شما، فارسیسازی کامل، وصلکردن و تستِ درگاه، ساختن ساختار فروشگاه، آموزش شما، و اینکه یک سال پشتیبانی دارید و کسی جواب تلفنتان را میدهد.
ما از سال ۱۳۹۰ کار میکنیم و بیش از ۱۵۰ پروژه تحویل دادهایم. اگر بخواهید چند نمونهکار میفرستم که خودتان تفاوت را ببینید.»
بعد این سؤال را بپرس — سؤال طلاییِ این بخش است:
«فقط یک چیز را حتماً از آنها بپرسید: بعد از تحویل، پشتیبانی چقدر است و تا کِی؟ بیشترِ گلایههایی که ما میشنویم مالِ قیمت اولیه نیست، مالِ بعدش است.»
⛔ بدگویی نکن. «آنها بلد نیستند» یا «سرتان کلاه میرود» ← ممنوع. مشتری فقط میفهمد که تو میترسی.
سؤال خوبی است و جواب باید مشخص و ملموس باشد، نه کلی.
«سه چیز اصلی:
اول، از کجا میآید. وردپرس نرمافزار آمادهای است که ما نصب و تنظیمش میکنیم. اختصاصی کد خودمان است — کدی که سالها روی فروشگاههای واقعی کار کرده. یعنی وقت و کارِ ما در آن خیلی بیشتر است.
دوم، سرعت با رشد. وردپرس تا حدود پنجاه محصول عالی کار میکند؛ با هزار محصول کند میشود و باید هاست گرانتر بگیرید. اختصاصی این مشکل را ندارد.
سوم، ظاهر و پنل. وردپرس قالب آماده است که با رنگ و لوگوی شما تنظیم میشود و پنلش پنل عمومیِ وردپرس است. اختصاصی برای برند خودتان طراحی میشود و پنلش را ما مخصوص فروشگاه ایرانی ساختهایم.»
بعد صادق باش:
«و صادقانه بگویم: اگر شما جزو آن دسته باشید که از این سه استفاده نمیکند، آن هفت میلیون واقعاً بیفایده است. برای همین اول از شما پرسیدم چند محصول دارید.»
⚠️ اول این را بدان: مشتریای که به ما زنگ زده، معمولاً خودش نیازِ سایت را حس کرده. پس این سؤال بیشتر «قانعم کن» است تا «مخالفم».
و مهمتر: اینستاگرام را تخریب نکن.
«اینستاگرام برای معرفی و ارتباط با مشتری خیلی خوب است و جای خودش را دارد — پیشنهادم این نیست که ولش کنید. سایت چیز دیگری است: مرکز اصلیِ فروش شما.
چهار چیز در اینستاگرام نمیشود:
یک، پلتفرمِ مالِ شما نیست. اگر روزی محدود یا قطع شد، فروشتان هم قطع میشود. سایت دارایی خودتان است.
دو، سفارش و پرداخت منظم ندارد. الان آدرس و شمارهکارت در دایرکت رد و بدل میشود و بعضی سفارشها گم میشود.
سه، لیست مشتریهایتان مالِ خودتان نیست. در سایت، هر کسی یک بار خرید کند برای همیشه در پنل شما میماند — و دفعهی بعد لازم نیست پول تبلیغات بدهید.
چهار، به سرویسهایی مثل ترب و پرداخت قسطی وصل نمیشود.
بهترین حالت معمولاً این است که اینستاگرام و سایت کنار هم کار کنند، نه جای هم.»
«حق دارید مقایسه کنید. دو تفاوت اصلی دارد:
اول، مالکیت. در فروشگاهسازها سایت مال شما نیست، اجاره است. هر ماه پول ندهید، سایت خاموش میشود و هر چه ساختهاید همانجا میماند.
دوم، جمع هزینه. ماهی دویست هزار تومان یعنی سالی حدود دو و نیم میلیون، آن هم برای پلن ابتدایی. پلنهای واقعیِ فروشگاهی چند برابرش است. بعد از چند سال هم بیشتر دادهاید هم هیچچیز مال شما نیست.
راستش برای کسی که فقط میخواهد امتحان کند و مطمئن نیست ادامه میدهد، فروشگاهساز گزینهی بدی نیست. ولی اگر جدی میخواهید، سایت خودتان بهصرفهتر است.»
آن جملهی آخر را حذف نکن. همان است که حرف بقیه را باورپذیر میکند.
★ این را دقیق و صادقانه جواب بده، چون جواب اشتباهش بعداً مشتریِ عصبانی میسازد.
«یک نکتهی مهم را بگویم: تبدیل سایت وردپرسی به اختصاصی مثل ارتقای یک پکیج نیست — عملاً ساختن یک سایت جدید است. یعنی آن پولی که برای وردپرس میدهید، بعداً از قیمت اختصاصی کم نمیشود.
پس قاعدهی ساده این است: اگر مطمئنید تا یکی دو سال دیگر بزرگ میشوید، همین اول اختصاصی بهصرفهتر است. اگر مطمئن نیستید، با وردپرس شروع کنید — انتخاب بدی نیست و خیلیها همین کار را میکنند. فقط با چشم باز انتخابش کنید.»
⚠️ اگر مشتری پرسید «حالا اگر بخواهم منتقل کنم چقدر میشود؟» → ارجاع به مدیر. عدد از خودت نگو.
بیشتر وقتها یعنی یک چیزی هست که نگفته. پیدایش کن، ولی محترمانه.
«حتماً، تصمیم درستی است — عجله هم ندارد. فقط اجازه بدهید یک سؤال بپرسم که اگر ابهامی مانده رفع کنم: بیشتر روی قیمت فکر میکنید یا روی اینکه کدام مدل به دردتان میخورد؟»
07 را با هم مرور کنید15و آخرش حتماً قدم بعدی را قفل کن:
«من پنجشنبه ساعت پنج یک تماس کوتاه میگیرم ببینم به نتیجه رسیدید — اگر آن موقع بد بود، شما بگویید کِی.»
⛔ «هر وقت خواستید زنگ بزنید» قدم بعدی نیست. تاریخ بگیر.
⛔ خط سرخ. هیچوقت، به هیچ شکلی، حتی به شوخی، تضمین نده.
«نه، و صادقانه بگویم هرکس این را تضمین کند راستش را نمیگوید. فروش به قیمت شما، کیفیت محصول، عکسها و تبلیغاتتان بستگی دارد. چیزی که ما تضمین میکنیم این است: سایتی تحویل میگیرید که سریع باز شود، درست کار کند، درگاهش وصل باشد، در گوگل قابل دیدهشدن باشد و در ترب دیده شود. بقیهاش کار مشترک است.»
این جواب، بهجای اینکه ضعف باشد، معمولاً بزرگترین امتیاز اعتماد را میآورد.
«وردپرس حدود ۷ روز کاری و اختصاصی ۱۰ تا ۱۴ روز کاری. اگر واقعاً عجله دارید، وردپرس گزینهی واقعبینانهتری است.
دو نکته را هم بگویم: اول اینکه زمان تحویل به آماده بودن عکس محصولات و متنها از طرف شما هم بستگی دارد — معمولاً پروژهها سرِ همین معطل میشوند، نه سرِ کار ما. دوم اینکه فرایند نماد اعتماد خودش دو تا سه هفته طول میکشد و دستِ ما نیست؛ اگر برای تاریخ خاصی برنامه دارید، بهتر است از همین حالا شروع کنیم.»
این بزرگترین ترسِ پنهانِ مشتری است — و راحتترین اعتراض برای جواب دادن.
«لازم نیست بلد باشید. پنل فارسی و ساده است — عکس میگذارید، قیمت مینویسید، موجودی را میزنید. کسانی که با اینستاگرام کار میکنند معمولاً یک ساعته راه میافتند. آموزشش کامل با ماست، و یک سال هم پشتیبانی فنی دارید که هر جا گیر کردید بپرسید.»
مقابله نکن. این یک راه واقعی است.
«چه خوب، پس با فضایش آشنا هستید. ببینید، اگر وقتش را دارید و حوصلهاش را، واقعاً میتوانید خودتان راهش بیندازید — نمیخواهم بگویم نمیشود.
چیزی که مشتریها معمولاً بعداً میگویند این است: خودِ نصب یکی دو روزه است، ولی درگاه و اینماد و تنظیم پست و مرتبکردن دستهبندیها و یاد گرفتنِ کار، سه چهار هفته وقتشان را گرفته — و آن سه چهار هفته را میشد گذاشت روی خودِ فروش.
اگر تصمیم گرفتید خودتان انجام دهید، هیچ اشکالی ندارد. شمارهام هست، هر جا گیر کردید بپرسید.»
فشار نیاور. بخش خوبی از این آدمها یک ماه بعد برمیگردند — به شرطی که در ذهنشان آدم محترمی باشی.
⚠️ این را خودت جواب نده. ممکن است بشود درستش کرد و ممکن است نشود؛ نظر دادن بدون دیدن سایت، ریسک است.
«آدرس سایتتان را بدهید تا همکارم نگاه کند و بگوید بهترین کار چیست — گاهی سایت موجود قابل بهبود است و لازم نیست از اول بسازید. نمیخواهم بدون دیدنش نظر بدهم.»
← ارجاع به مدیر، همان روز. آدرس سایت را حتماً بگیر.
«هیچ مشکلی نیست و اتفاقاً یکی از دلایلی است که اختصاصی را پیشنهاد میدهیم. هر قابلیت جدیدی که بخواهید بررسی میکنیم و فقط هزینهی همان قابلیت را میگیریم — لازم نیست سایت را از اول بسازید یا پکیج عوض کنید.»
«قیمتهای ما مشخص و ثابت است. اگر بودجهتان محدود است، بگذارید یک راه بهتر پیشنهاد بدهم: با گزینهی وردپرس شروع کنید که دوازده میلیون است، یا فازبندی کنیم — اول سایت راه بیفتد و بقیهی کارها را مرحلهبهمرحله جلو ببریم.»
اگر اصرار کرد:
«اجازه بدهید با مدیر مطرح کنم و امروز جوابتان را بدهم.»
⛔ خودت هیچ عددی ندهی. ← درس 17
«سؤال درستی است و حق دارید بپرسید. سه چیز:
یک، از سال ۱۳۹۰ کار میکنیم و بیش از ۱۵۰ پروژه تحویل دادهایم؛ نمونهکارها را میفرستم که خودتان ببینید.
دو، پرداخت مرحلهای است — نصف در شروع، نصف بعد از تحویل. یکجا پول نمیدهید.
سه، کد و دامنه به نام خودتان ثبت میشود. یعنی حتی اگر روزی از ما راضی نبودید، سایتتان گروگان کسی نیست.»
دروغ نگو و تخفیفِ خیالی هم نده.
«صادقانه بگویم، با این بودجه از ما فروشگاه درنمیآید و نمیخواهم وقتتان را بگیرم. دو پیشنهاد دارم:
یکی اینکه چند ماه از همان پیج بفروشید و بودجه را جمع کنید — چون سایتِ نصفهونیمه از نداشتنِ سایت بدتر است.
دوم اینکه اگر شرایط پرداخت مرحلهای کمکتان میکند، بگویید تا با مدیر مطرح کنم.
در هر صورت شمارهام هست، هر وقت آماده بودید در خدمتم.»
← در پنل ثبتش کن با یادداشت «بودجه ناکافی» و تاریخ پیگیریِ سه ماه بعد. اینها برمیگردند.
اگر مشتری گفت «سایت خودتان یک عدد دیگری نوشته» یا دربارهی پکیجهای سایت پرسید:
«اجازه بدهید دقیقش را چک کنم و همین امروز جوابتان را بدهم — نمیخواهم اطلاعات ناقص بدهم.»
← ارجاع به مدیر، همان روز. و در گزارش پایان روز بنویس که این اتفاق افتاد.
⛔ نگو «سایتمان اشتباه است». ⛔ و برای جبرانش تخفیف نده.
| اعتراض | اولین جملهات | برو به |
|---|---|---|
| گران است | «نسبت به بودجهتان یا نسبت به جای دیگر؟» | ۱ |
| جای دیگر ارزانتر / با ۵ میلیون | «راست میگویید، هست.» | ۲ |
| چرا ۷ میلیون فرق؟ | «سه چیز اصلی…» | ۳ |
| اینستاگرام دارم | «اینستاگرام جای خودش را دارد…» | ۴ |
| فروشگاهساز ارزانتر است | «حق دارید مقایسه کنید.» | ۵ |
| اول وردپرس بعد اختصاصی؟ | «تبدیلش مثل ارتقا نیست…» | ۶ |
| فکر میکنم | «حتماً. فقط یک سؤال…» | ۷ |
| تضمین میکنید؟ | «نه، و صادقانه بگویم…» | ۸ |
| عجله دارم | «وردپرس واقعبینانهتر است.» | ۹ |
| بلد نیستم کار کنم | «لازم نیست بلد باشید.» | ۱۰ |
| خودم وردپرس بلدم | «چه خوب، پس با فضایش آشنایید.» | ۱۱ |
| سایت دارم، بد است | «آدرسش را بدهید تا همکارم نگاه کند.» | ۱۲ |
| بعداً قابلیت جدید بخواهم؟ | «فقط هزینهی همان قابلیت.» | ۱۳ |
| تخفیف نمیدهید؟ | «قیمتها مشخص و ثابت است.» | ۱۴ |
| چرا به شما اعتماد کنم؟ | «سؤال درستی است، حق دارید.» | ۱۵ |
| بودجهام خیلی کم است | «صادقانه بگویم…» | ۱۶ |
۱. بحث کردن. حتی اگر حق با تو باشد، بردنِ بحث یعنی باختنِ مشتری.
۲. تخفیف سریع. ← درس 17
۳. دفاعی شدن. لحنِ دفاعی یعنی «خودم هم قبولش ندارم».
۴. زیاد توضیح دادن. جوابِ پنجدقیقهای برای یک اعتراضِ دهثانیهای، مشتری را مشکوکتر میکند. کوتاه جواب بده، بعد سؤال بپرس.
اگر اعتراضی شنیدی که در این درس نیست:
«سؤال خوبی است. اجازه بدهید دقیقش را بپرسم تا اطلاعات غلط ندهم — تا [امروز عصر / فردا صبح] جواب دقیق را میرسانم.»
بعد در گزارش پایان روز بنویسش تا به این درس اضافه شود. این درس قرار است هر هفته کاملتر شود و منبع کاملشدنش تو هستی.
اینها را حفظ نکن. بلند بخوان تا به زبانت بچرخد و ساختارش در ذهنت بنشیند.
هر سناریو یک نکتهی آموزشی دارد که آخرش نوشته شده. آن نکته مهمتر از خودِ جملههاست.
بهترین راه استفاده: با مدیر نقشبازی کنید — یکی مشتری، یکی کارشناس.
۰:۰۰ سلام و معرفی ۲۰ ثانیه
۰:۲۰ گوشدادن به حرف مشتری تا هرچقدر لازم شد
۱:۰۰ شش سؤال کشف ۲ تا ۳ دقیقه ← درس ۰۷
۳:۳۰ معرفی کوتاه ادزو ۲۰ ثانیه ← درس ۰۳
۴:۰۰ دو گزینه + عیب و مزیت ۱٫۵ دقیقه ← درس ۰۴
۵:۳۰ قیمت + هزینههای جانبی ۳۰ ثانیه ← درس ۰۸
۶:۰۰ پیشنهاد من + دلیلش ۴۰ ثانیه ← درس ۰۷
۶:۴۰ اعتراضها متغیر ← درس ۰۹
قدم بعدی + گرفتن اطلاعات ۳۰ ثانیه
خداحافظی
⚠️ اگر تماسهایت مرتب بیشتر از ۱۰ دقیقه میشود، یعنی زیاد حرف میزنی. به مدیر بگو تا با هم گوش بدهید.
رایجترین حالت. مشتری هیچ اطلاعاتی نداده.
مشتری: سلام، برای طراحی سایت تماس گرفتم.
تو: سلام، خوش آمدید. [نام تو] هستم، در خدمتم. بفرمایید چه کاری مدنظرتان است؟
مشتری: میخواستم ببینم چطوری است، قیمتش چقدر میشود.
تو: حتماً. اجازه بدهید اول یککم دربارهی کارتان بپرسم که بتوانم دقیق راهنماییتان کنم — کسبوکارتان در چه زمینهای است؟
مشتری: لوازم آرایشی میفروشم.
تو: چه خوب. الان تقریباً چند تا محصول دارید؟
مشتری: حدود صد و پنجاه تا.
تو: و الان کجا میفروشید؟ پیج دارید یا مغازه هم دارید؟
مشتری: پیج اینستاگرام دارم، خوب هم میفروشم. مغازه ندارم.
تو: پس فروشتان راه افتاده. تقریباً ماهی چند تا سفارش دارید، اگر راحت هستید بگویید؟
مشتری: ماهی صد و بیست، صد و پنجاه تا.
تو: خیلی خوب است. و سایت را بیشتر برای چه میخواهید — که مشتریهای پیجتان همانجا سفارش بدهند، یا که از گوگل هم مشتری تازه بیاید؟
مشتری: راستش هر دو. دایرکت خیلی شلوغ شده، سفارشها قاطی میشود.
تو: کاملاً میفهمم، این شکایت رایجی است. ببینید، ما از سال ۱۳۹۰ کارمان ساخت فروشگاه اینترنتی است و بیش از ۱۵۰ پروژه تحویل دادهایم. دو مدل سایت میسازیم و بسته به کسبوکار یکی را پیشنهاد میدهیم.
[معرفی دو گزینه — درس
04بخش ۱۰]تو: وردپرس از دوازده میلیون شروع میشود، اختصاصی از نوزده میلیون. یک نکته را هم از الان بگویم که بعداً سورپرایز نشوید: دامنه جدا و سالانه است، حدود ۶۰ هزار تومان. هاست هم سالانه است ولی سال اولش با ماست؛ از سال دوم حدود یک تا دو میلیون.
(ساکت میشوی)
مشتری: آهان. خب کدام برای من بهتر است؟
تو: با توجه به اینکه صد و پنجاه محصول دارید و ماهی بالای صد سفارش، من به شما اختصاصی را پیشنهاد میکنم. دلیلش این است که شما الان فروش واقعی دارید و کند شدن سایت مستقیم از جیبتان میرود؛ اختصاصی با رشد محصولاتتان کند نمیشود. البته وردپرس هم برایتان کار میکند و اگر ترجیح بدهید همان را میسازیم — فقط دوست داشتم بدانید چرا آن یکی را پیشنهاد میدهم.
مشتری: باشد، بگذارید فکر کنم.
تو: حتماً. من چند نمونهکار از فروشگاههای آرایشی که ساختهایم در واتساپ میفرستم که دیدِ بهتری داشته باشید. اگر اجازه بدهید پنجشنبه بعدازظهر یک تماس کوتاه بگیرم ببینم به نتیجه رسیدید یا سؤالی مانده — اگر آن موقع بد است، شما بگویید کِی.
مشتری: پنجشنبه خوب است.
تو: ممنون از تماستان. الان نمونهکارها را میفرستم؛ اگر بین این مدت سؤالی داشتید، در واتساپ همین شماره در خدمتم.
★ نکته: هیچجا فشار نیامد. مشتری قیمت را شنید، پیشنهاد را شنید، دلیلش را شنید، و تماس با یک تاریخ مشخص تمام شد. این تماسِ استاندارد است.
مشتری: سلام. سایت فروشگاهی چند میشود؟ فقط قیمتش را بگویید.
تو: حتماً میگویم، پنهان نمیکنم — ما دو مدل داریم، از دوازده و از نوزده میلیون. فقط اجازه بدهید دو تا سؤال بپرسم که بگویم کدامش به درد شما میخورد، چون فرقشان زیاد است و نمیخواهم پول اضافه بدهید.
مشتری: بگویید.
تو: چه چیزی میفروشید و تقریباً چند تا محصول دارید؟
مشتری: عسل و محصولات طبیعی. الان حدود هشتتا محصول دارم، تازه شروع کردهام.
تو: پس برایتان صادق باشم: با هشت محصول و در ابتدای کار، سایت اختصاصی اضافهخرج است. برای شما همان وردپرس دوازده میلیونی کاملاً کافی است و پولتان را نگه دارید برای عکس خوب محصول و تبلیغات — آن دو تا الان بیشتر به فروشتان کمک میکند تا سایت گرانتر.
مشتری: جدی؟ فکر میکردم بگویید گرانتر را بگیر.
تو: نه، کارِ ما راهنمایی است. فقط یک نکته را بدانید که بعداً سورپرایز نشوید: تبدیل وردپرس به اختصاصی بعداً مثل ارتقا نیست، عملاً سایت جدید است. پس اگر برنامهتان این است که تا یک سال دیگر خیلی بزرگ شوید، بگویید تا با هم دوباره حساب کنیم.
مشتری: نه، فعلاً کوچک است. همان اولی خوب است.
★ نکته: ۱) قیمت را فوراً داد، فرار نکرد. ۲) صادقانه گزینهی ارزانتر را پیشنهاد داد — و دقیقاً همین جمله بود که اعتماد ساخت. ۳) نکتهی «تبدیل ممکن نیست» را نگفتن، بعداً دردسر میشد.
مشتری: سلام، ما لوازم یدکی داریم، مغازهمان در بازار است. میخواستیم سایت بزنیم.
تو: سلام، خوش آمدید. چه خوب. تقریباً چند قلم کالا دارید؟
مشتری: خیلی زیاد است. سه هزار کد کالا حدوداً.
تو: پس فروشگاه بزرگی دارید. الان آنلاین هم میفروشید یا فقط حضوری؟
مشتری: فقط حضوری. میخواهیم از گوگل هم مشتری بیاید.
تو: با این تعداد کالا، من بدون تردید اختصاصی را پیشنهاد میکنم و دلیلش هم فنی است: سه هزار محصول در سایت وردپرسی یعنی جستجو و فیلترِ کند. مشتریای که دنبال یک قطعهی خاص است، اگر جستجو کند باشد صفحه را میبندد. اختصاصی این مشکل را ندارد.
مشتری: چند میشود؟
تو: پایهاش از نوزده میلیون شروع میشود. با این حجم کالا ممکن است بسته به نیازتان تغییر کند، که همکارم دقیقش را میگوید.
مشتری: آن سه هزار کالا را چه کسی وارد میکند؟
تو: سؤال خیلی خوبی است. چند محصول را ما بهعنوان نمونه وارد میکنیم و کامل آموزش میدهیم که بقیه را خودتان بگذارید. ولی با سه هزار کالا معمولاً مشتریها میخواهند ما وارد کنیم — آن کار جدا قیمت دارد و به فرمتِ فایلی که دارید بستگی دارد. اگر لیستتان در اکسل یا نرمافزار حسابداری هست، بگویید تا همکارم بررسی کند.
مشتری: در نرمافزار حسابداری داریم.
تو: خیلی خوب، این کار را سادهتر میکند. اجازه بدهید همکارم که خودش پروژهها را اجرا میکند تماس بگیرد و دربارهی ورودِ کالاها و اتصال به حسابداری صحبت کنید. شمارهتان را ثبت میکنم؛ [فردا صبح] تماس میگیرد.
★ نکته: دو تا ارجاعِ درست اتفاق افتاد (ورود انبوه محصول + اتصال حسابداری). نیرو عدد نداد و پروژه را هم از دست نداد. این مشتری 🔴 داغ است — همان لحظه به مدیر خبر بده.
مشتری: راستش من در اینستاگرام فروش خوبی دارم. نمیدانم سایت لازم دارم یا نه.
تو: خیلی خوب است که فروشتان راه افتاده. و اصلاً نمیخواهم بگویم اینستاگرام را ول کنید — اینستاگرام برای معرفی و ارتباط با مشتری واقعاً خوب است. سایت چیز دیگری است. اجازه بدهید یک سؤال بپرسم: الان سفارشها را چطور میگیرید؟
مشتری: در دایرکت. آدرس میدهند، کارت به کارت میکنند.
تو: و تا حالا پیش آمده سفارشی گم شود یا قاطی شود؟
مشتری: والا زیاد. همین هفته دو تا سفارش را اشتباه فرستادم.
تو: دقیقاً همینجاست که سایت کار میکند. سه چیز که در اینستاگرام نمیشود:
اول، سفارشها منظم در یک جا ثبت میشود؛ آدرس و مبلغ و وضعیت هرکدام مشخص است و گم نمیشود.
دوم — و این مهمتر است — لیست مشتریهایتان مالِ خودتان میشود. هرکسی یک بار خرید کند برای همیشه در پنل شما میماند. دفعهی بعد که محصول جدید آوردید یا تخفیف گذاشتید، به همانها پیام میدهید. در اینستاگرام این لیست مالِ شما نیست.
سوم، پلتفرم مالِ شما نیست. اگر روزی محدود شد، فروشتان هم قطع میشود. سایت دارایی خودتان است.
بهترین حالت این است که هر دو کنار هم باشند: اینستاگرام برای جذب، سایت برای فروش و مدیریت.
★ نکته: نیرو از حرف خودِ مشتری استدلال ساخت («دو تا سفارش را اشتباه فرستادم»). این از هر لیست مزیتی مؤثرتر است. و اینستاگرام را هم تخریب نکرد.
مشتری: نوزده میلیون؟ گران است.
تو: حق دارید، رقم کمی نیست. اجازه بدهید یک سؤال بپرسم: نسبت به بودجهای که در نظر داشتید گران است، یا نسبت به جایی که قیمت گرفتهاید؟
مشتری: یکی گفته دوازده میلیون اختصاصی میزند.
تو: ممکن است. قیمتهای مختلفی در بازار هست و من هم نمیخواهم بگویم کارِ کسی بد است. تفاوت معمولاً در چیزهایی است که در قیمت اولیه دیده نمیشود.
یک چیز را حتماً از آنها بپرسید: بعد از تحویل، پشتیبانی چقدر است و تا کِی؟ بیشترِ گلایههایی که ما میشنویم مالِ قیمت اولیه نیست، مالِ بعدش است — سایت تحویل داده شده و بعد کسی جواب تلفن نمیدهد.
در قیمت ما هاست سال اول، اتصال ترب، آموزش کامل و یک سال پشتیبانی فنی هست. و ما از سال ۱۳۹۰ همینجا هستیم و بیش از ۱۵۰ پروژه تحویل دادهایم.
مشتری: خب بله، ولی هفت میلیون اختلاف زیاد است.
تو: درست است. بگذارید یک راه بهتر پیشنهاد بدهم تا اینکه بیخود پول بدهید: شما گفتید حدود شصت محصول دارید. اگر برنامهی رشد جدی دارید، اختصاصی بهصرفهتر است چون بعداً تبدیل نمیشود. اگر فعلاً میخواهید راه بیفتید و ببینید چه میشود، همان وردپرس دوازده میلیونی کارتان را راه میاندازد. من هیچکدام را به شما تحمیل نمیکنم — کدام به برنامهتان نزدیکتر است؟
★ نکته: ۱) رقیب را تخریب نکرد. ۲) سؤال طلایی («پشتیبانی چقدر است؟») را کاشت. ۳) تخفیف نداد — بهجایش گزینهی ارزانترِ خودمان را گذاشت. ۴) توپ را با یک سؤال برگرداند.
مشتری: خب، من اختصاصی را میخواهم. چطور شروع کنیم؟
تو: چه خوب. مراحلش ساده است: نصف مبلغ در شروع کار واریز میشود، بعد یک سری اطلاعات از کسبوکارتان میگیرم و کار شروع میشود. ۱۰ تا ۱۴ روز کاری بعد سایت تحویل میشود و نصف دیگر مبلغ آن موقع پرداخت میشود.
مشتری: قرارداد چطور؟ باید بیایم دفتر؟
تو: لازم نیست. کارِ فروشگاه اینترنتی مشخص است و ما ترجیح میدهیم وقت شما را با جلسه نگیریم؛ همهی هماهنگیها تلفنی و در واتساپ انجام میشود. پرداخت هم کارتبهکارت است.
مشتری: باشد. چه اطلاعاتی لازم دارید؟
تو: الان یک لیست کوتاه در واتساپ میفرستم: نام مجموعه، شماره تماس و آدرسی که در سایت بیاید، لینک پیج و کانالتان، لیست محصولات و دستهبندیهایشان، لوگو اگر دارید، و چند سایتی که ظاهرشان را دوست دارید. هر چه بیشتر دربارهی کارتان بدانیم، سایت به کارتان نزدیکتر میشود.
مشتری: الان واریز کنم؟
تو: بله. شمارهکارت را میفرستم. بعد از واریز، رسیدش را در واتساپ بفرستید تا ثبت کنم و پروژه را استارت بزنیم.
★ نکته: ۱) بلافاصله و بدون تعلل بست. ۲) «بدون جلسه» را بهعنوان مزیت گفت («وقت شما را نگیریم»)، نه بهعنوان محدودیت. ۳) لیست اطلاعات را همان لحظه فرستاد — تعللِ اینجا باعث سرد شدن مشتری میشود.
مشتری: راستش من قبلاً یک نفر پول گرفت و سایت را نصفه رها کرد. دیگر میترسم.
تو: کاملاً حق دارید و متأسفم که این تجربه را داشتید. زیاد میشنویم. اجازه بدهید سه چیز بگویم:
اول، پرداخت مرحلهای است — نصف در شروع و نصف بعد از تحویلِ سایت. یعنی اگر کار تحویل نشود، نصف دیگر پرداخت نمیشود.
دوم، کد و دامنه به نام خودتان ثبت میشود و دسترسی کاملش را دارید. سایتتان گروگان ما نیست.
سوم، ما از سال ۱۳۹۰ کار میکنیم و بیش از ۱۵۰ پروژه تحویل دادهایم. نمونهکارها را میفرستم — سایتهای واقعی که کار میکنند و میتوانید خودتان چکشان کنید.
مشتری: آن نفر هم همینها را میگفت.
تو: میفهمم و توقع ندارم با یک تماس اعتماد کنید. پیشنهادم این است: نمونهکارها را ببینید، و اگر خواستید همکارم که خودش پروژهها را اجرا میکند تماس بگیرد و دربارهی جزئیات کار صحبت کنید. عجلهای هم نیست.
★ نکته: با مشتریِ بیاعتماد بحث نکن و اصرار نکن. سه دلیلِ ملموس بده (پرداخت مرحلهای، مالکیت، سابقه) و بعد فشار را کامل بردار. این مشتریها معمولاً بعد از دیدن نمونهکار برمیگردند.
مشتری: سلام، ما شرکت خدمات فنی هستیم. محصول نمیفروشیم، میخواهیم خدماتمان را معرفی کنیم.
تو: سلام، خوش آمدید. پس شما سایت شرکتی میخواهید، نه فروشگاهی. یک سؤال: میخواهید مشتری از سایت فرم پر کند و تماس بگیرد، یا فقط معرفیِ خدمات باشد؟
مشتری: خوب است فرم هم داشته باشد که درخواست بدهند.
تو: حتماً. سایت شرکتی هم دو مدل دارد، مثل فروشگاهی: وردپرسی از نه میلیون و اختصاصی از چهارده میلیون. فرقش همان است — وردپرس زودتر و ارزانتر راه میافتد؛ اختصاصی سریعتر است، ظاهرش مطابق برند خودتان طراحی میشود و اگر بعداً قابلیت خاصی خواستید محدودیت ندارد.
مشتری: ما چند تا خدمت داریم که هرکدام فرم درخواست خودش را میخواهد.
تو: پس فرمهای متفاوت برای هر خدمت. این کار در اختصاصی راحتتر و تمیزتر انجام میشود. اجازه بدهید دقیقتر بپرسم چند خدمت است و هر فرم چه چیزهایی میخواهد، تا بتوانم بگویم کدام گزینه به کارتان میآید.
★ نکته: نیرو اول نوع سایت را تشخیص داد (شرکتی نه فروشگاهی)، بعد قیمتِ درست را گفت. اگر ۱۲ و ۱۹ میگفت، مشتری را بیدلیل میترساند.
بلافاصله بعد از قطع شدن — نه چهار ساعت بعد:
07) کامل شدهر کدام را حداقل یک بار انجام بده و بعد از مدیر بازخورد بگیر:
معیار قبولی: در هر چهار مورد، تماس با یک قدم بعدیِ تاریخدار تمام شود و هیچ قول غیرواقعی داده نشود.
قاعدهی اول: هر تماس و هر پیام ثبت میشود. حتی اگر ۲۰ ثانیه بود، حتی اگر گفت «فعلاً نه».
قاعدهی دوم: چیزی که ثبت نشود، وجود ندارد. حافظهی تو مهم است، ولی جای ثبت نیست.
قاعدهی سوم: بلافاصله بعد از قطع تماس ثبت کن. چهار ساعت بعد، جزئیات یادت نمیماند.
پنل مدیریت → بخش «درخواستها» / لیدها.
هر ردیف یک مشتری است که یا فرم سایت را پر کرده، یا از چتبات پیام داده، یا تو دستی ثبتش کردهای.
پنل دو نمای مختلف دارد:
| فیلد | یعنی چه |
|---|---|
| نام | نام مشتری |
| موبایل | شماره تماس — ★ مهمترین فیلد |
| ایمیل | اگر داد |
| پیام / یادداشت | چیزی که خودش نوشته، یا یادداشت تو |
| نوع سایت | فروشگاهی / شرکتی / شخصی |
| سایت دارد؟ | از قبل سایت داشته یا نه |
| منبع | از کجا آمده: فرم تماس، فرم مشاوره، قیف سایت، چتبات، یا ثبت دستی |
| کانال | برای لیدهای دستی: تلفن، اینستاگرام، دیوار، معرفی مشتری… |
| صفحه | کدام صفحهی سایت را میدیده وقتی فرم را پر کرد — مفید است: اگر صفحهی «سایت فروشگاهی پوشاک» بوده، صنفش را از قبل میدانی |
| تاریخ ثبت |
| فیلد | چطور پرش کنی |
|---|---|
| وضعیت | مرحلهای که مشتری در آن است ← بخش ۳ |
| اولویت | کم / متوسط / زیاد ← بخش ۴ |
| مبلغ تخمینی | اگر فروشگاهی اختصاصی پیشنهاد دادی، ۱۹ میلیون. کمک میکند مدیر ارزش قیف را ببیند |
| کارشناس مسئول | خودت |
| تاریخ پیگیری بعدی | ★★★ مهمترین فیلدِ کلِ پنل ← بخش ۵ |
| وضعیت | کِی بزن |
|---|---|
| جدید | تازه آمده، هنوز کاری نشده (خودکار) |
| تماس گرفته شد | زنگ زدی یا پیام دادی — فرقی نمیکند جواب داده یا نه |
| در حال مذاکره | جواب داده، قیمت را شنیده، دارد تصمیم میگیرد. قیفِ واقعیِ فروش همین ستون است |
| موفق | مشتری شد (پرداخت انجام شد). ⚠️ این را مدیر تأیید میکند |
| ناموفق | گفت نمیخواهم، یا بعد از کلِ برنامهی پیگیری جواب نداد |
پایان هر روز کاری، هیچ ردیفِ «جدید»ی از امروز نباید باقی مانده باشد.
یا «تماس گرفته شد» است یا «ناموفق». این تنها معیاری است که میگوید کارت را انجام دادهای.
⚠️ «موفق» را خودت نزن مگر مدیر بگوید.
⚠️ «ناموفق» را بدون نوشتن دلیل نزن. دلیل مهم است — «بودجه نداشت» با «رفت جای دیگر» دو چیز کاملاً متفاوت است و مدیر از روی همینها میفهمد کجای کار میلنگد.
دلیلهای رایج ناموفق (در یادداشت بنویس):
بودجه ناکافی · رفت جای ارزانتر · خودش انجام میدهد · فعلاً منصرف شد · جواب نداد · اشتباه تماس گرفته بود
| اولویت | مشتری | رفتار تو |
|---|---|---|
| زیاد 🔴 | خودش سراغ شمارهحساب را گرفته · تاریخ راهاندازی مشخص دارد · «مهم نیست چقدر، خوبش را بساز» · فروشگاه بزرگ | همان لحظه به مدیر خبر بده |
| متوسط 🟠 | جواب داده، علاقه دارد، ولی «مشورت کنم / بودجهام فعلاً نیست» | برنامهی پیگیری را کامل اجرا کن ← درس 12 |
| کم 🟡 | فقط قیمت پرسید و رفت · جواب نمیدهد | چند قدم پیگیری کافی است |
روزت را با اولویت «زیاد» شروع کن، نه با ردیف اولِ لیست.
هر لیدی که «ناموفق» یا «موفق» نیست، باید تاریخ پیگیری بعدی داشته باشد. بدون استثنا.
چرا اینقدر مهم است: پنل یک صف پیگیری دارد که بر اساس همین تاریخ کار میکند:
| فیلتر | یعنی چه |
|---|---|
| عقبافتاده | تاریخش گذشته و تو تماس نگرفتهای ← ⚠️ این باید همیشه صفر باشد |
| امروز | کارِ امروزِ تو |
| این هفته | برنامهریزی |
| بدون تاریخ | ⛔ لیدهای گمشده. این هم باید صفر باشد |
کار ثابتِ ابتدای هر روز: فیلتر «عقبافتاده» و «امروز» را باز کن. همین لیستِ کارِ امروزت است.
⛔ «هر وقت شد زنگ میزنم» تاریخ نیست. یک تاریخ مشخص بگذار — حتی اگر دو هفته بعد باشد.
هر لید یک تایملاین دارد. هر بار که کاری کردی، یک فعالیت ثبت کن؛ یادداشت قبلی را پاک نکن.
انواع فعالیتی که خودت ثبت میکنی:
| نوع | کِی |
|---|---|
| تماس تلفنی | هر تماس، جواب داده یا نداده |
| پیام / واتساپ | هر پیامی که فرستادی |
| یادداشت | هر نکتهی مهم |
| جلسه | اگر جلسهای شد (نادر است) |
| ارسال پیشفاکتور | وقتی فرستادی |
(تغییر وضعیت، تخصیص کارشناس و ایجاد لید را خودِ سیستم لاگ میکند — لازم نیست دستی بنویسی.)
بدون مورد ۴، آن مشتری گم میشود.
تماس اول. فروشگاه لوازم آرایشی، پیج اینستاگرام با فروش فعال،
حدود ۱۵۰ محصول، ماهی ۱۲۰–۱۵۰ سفارش. سایت ندارد.
شکایتش: سفارشها در دایرکت قاطی میشود.
اختصاصی ۱۹ را پیشنهاد دادم + دلیلش (کند نشدن با رشد).
هزینههای جانبی را گفتم. گفت فکر میکنم.
۳ نمونهکار آرایشی در واتساپ فرستادم.
قرار شد پنجشنبه بعدازظهر تماس بگیرم.
تماس گرفتم، گفت فکر میکنم.
فرقشان این است که یادداشت اول را دو هفته بعد هم میشود خواند و ادامه داد. یادداشت دوم بیفایده است.
بیشترِ تماسهای ورودی همینطورند: مشتری از تبلیغات زنگ زده و رکوردی در پنل ندارد.
خودت لید بساز. حتماً پر کن: نام · موبایل · نوع سایت · کانال («تلفن») · یادداشت · تاریخ پیگیری بعدی · اولویت.
⚠️ قبل از ساختن لید جدید، شماره را جستجو کن. اگر قبلاً تماس گرفته بوده، همان رکورد را بهروز کن — دو ردیف برای یک نفر، تاریخچه را نصف میکند.
بعضی مشتریها فرم سایت را پر میکنند یا از چتبات پیام میدهند. اینها خودکار در پنل میآیند با وضعیت «جدید».
★ سرعت جواب مهمترین عددِ کار توست: به لیدِ فرم سایت تا ۳۰ دقیقه جواب بده.
دلیلش ساده است: کسی که فرم ما را پر کرده، همان لحظه به سه چهار جای دیگر هم پیام داده. هر کسی زودتر جواب بدهد، مشاوره دستِ او میافتد.
قبل از تماس، فیلد «صفحه» را نگاه کن. اگر صفحهی «طراحی سایت فروشگاهی پوشاک» بوده، تو از قبل صنفش را میدانی و میتوانی بگویی: «سلام، شما دربارهی فروشگاه پوشاک درخواست مشاوره داده بودید…» — این جمله فوراً حس حرفهای بودن میدهد.
از هر ۱۰ تماس، ۱ نفر امروز مشتری میشود. از آن ۹ نفر دیگر:
اگر ثبت نشده باشند، هیچکدام برنمیگردند — و پولی که برای تبلیغاتِ آن تماس داده شده، سوخته است.
ثبت درست، ارزانترین راهِ افزایش فروشِ این شرکت است. ارزانتر از هر تبلیغی.
واقعیتِ کارِ ما: بیشتر مشتریها در تماس اول تصمیم نمیگیرند.
کسی که بار سوم و چهارم پیگیری میشود، مشتری میشود — نه چون فشار دیده، چون یادش مانده و حس کرده جدی هستیم.
ولی مرز مشخصی هم دارد: بعد از برنامهی زیر، دیگر تمام است. مزاحمت برند را خراب میکند.
| کانال | حداکثر زمان جواب (در ساعت کاری) |
|---|---|
| تلفن | تا سه زنگ |
| فرم سایت / چتبات | تا ۳۰ دقیقه |
| واتساپ | تا ۱۵ دقیقه |
| دایرکت اینستاگرام | تا ۳۰ دقیقه |
| پیامهای خارج از ساعت کاری | اول وقتِ روز کاری بعد |
دلیلش: مشتری همان لحظه که فرم را پر کرده، به سه چهار جای دیگر هم پیام داده. هر کسی زودتر جواب بدهد، مشاوره دستِ او میافتد. این تنها جایی است که سرعت، مستقیم به فروش تبدیل میشود.
برای مشتریای که جواب نداده، یا گفته «فکر میکنم»:
| قدم | چه زمانی | کار |
|---|---|---|
| ۱ | تا ۳۰ دقیقه بعد از فرم | تماس تلفنی |
| ۲ | اگر جواب نداد، همان لحظه | پیام واتساپ (قالب «ب» در درس 15) |
| ۳ | فردای همان روز، ساعتی متفاوت | تماس دوم |
| ۴ | روز سوم | پیام واتساپ: نمونهکار + خلاصهی تعرفه |
| ۵ | روز هفتم | تماس سوم |
| ۶ | روز چهاردهم | پیام ارزشآفرین ← بخش ۴ |
| ۷ | روز سیام | پیام آخر (قالب «هـ») → وضعیت: ناموفق |
نکتهی کاربردی: ★ ساعت تماس را عوض کن. کسی که ساعت ۱۱ صبح جواب نمیدهد، ممکن است ساعت ۵ عصر جواب بدهد. سه بار زنگزدن در یک ساعتِ ثابت، سه بار شکست است.
قاعدهی مزاحمت: حداکثر دو تماس در روز و یک پیام در روز. اگر مشتری گفت «تماس نگیرید» → همان لحظه ناموفق، بدون پیام دیگر.
این تفاوت، بین یک پیگیریِ مؤثر و یک مزاحمت را میسازد:
| ❌ نگو | ✅ بگو |
|---|---|
| «پس چی شد؟ تصمیم گرفتید؟» | «خواستم ببینم سؤالی مانده که کمکتان کنم؟» |
| «جواب ما را ندادید» | «حتماً سرتان شلوغ بوده، مزاحم نمیشوم» |
| «تخفیفمان تا آخر هفته است» | «هر وقت آماده بودید در خدمتم» |
| «آخرین بار میپرسم» | «اگر بعداً لازم شد، شمارهام هست» |
هر پیگیری باید یک چیزِ تازه با خودش داشته باشد: یک نمونهکار مرتبط، جواب سؤالی که مانده بود، یک مقالهی مفید. پیگیریِ خالی («سلام، چی شد؟») هم بیاثر است هم آزاردهنده.
جای «خریدی؟»، چیزی بفرست که به کارش بیاید:
سلام [نام] عزیز. یک مطلب نوشتیم که فکر کردم به کارتان میآید:
[لینک یکی از مقالات adzo.ir]
اگر سؤالی داشتید، در خدمتم.
مقاله را مناسب کارش انتخاب کن (مقالات در adzo.ir هست) — مثلاً:
این پیام مکالمه را باز میکند، بدون اینکه حس فروش بدهد.
| اولویت | مشتری | رفتار تو |
|---|---|---|
| 🔴 داغ | خودش سراغ شمارهحساب را گرفته، یا تاریخ راهاندازی مشخص دارد | همان لحظه به مدیر خبر بده |
| 🟠 گرم | جواب داده، علاقه دارد، ولی «مشورت کنم / بودجهام فعلاً نیست» | نردبان پیگیری را کامل اجرا کن |
| 🟡 سرد | فقط قیمت پرسید و رفت، یا جواب نمیدهد | قدمهای ۴ و ۶ و ۷ کافی است |
| ⚪️ بیربط | تبلیغات، بازاریابی، اشتباه گرفته | ثبت لازم نیست |
روزت را با 🔴 و 🟠 شروع کن، نه با ردیف اولِ لیست.
ماهی یک بار، ناموفقهای سهماهپیش را نگاه کن. آدمها شرایطشان عوض میشود: بودجه پیدا میکنند، سایتی که از جای دیگر گرفتند خوب درنمیآید، فروشش زیاد میشود.
پیام مناسبش:
سلام [نام] عزیز. چند ماه پیش دربارهی راهاندازی فروشگاه اینترنتی
صحبت کرده بودیم. گفتم اگر الان شرایطتان مناسبتر است خبر بدهم
که در خدمتیم.
★ این کار عملاً مشتریِ مجانی میسازد: تماس تازه هزینهی تبلیغات دارد، ولی اینها از قبل ما را میشناسند.
⚠️ به همین دلیل است که در درس 11 گفتیم دلیل ناموفقشدن را بنویس — چون سراغِ کسی که «بودجه نداشت» میروی، نه کسی که «خودش انجام داد».
اگر مشتری 🔴 داغ است — یعنی خودش سراغ پرداخت را گرفته:
13بردار وقتی:
برندار وقتی:
نکتهی مهم: مشتریای که با احترام رهایش کردی، شش ماه بعد ممکن است برگردد. مشتریای که کلافهاش کردی، هیچوقت.
مسئولیت تو تا دریافت پیشپرداخت است. یعنی این درس، خطِ پایانِ کارِ توست.
بزرگترین اشتباه در این مرحله: منتظر ماندن برای اینکه مشتری بگوید «میخواهم سفارش بدهم». اکثر مشتریها این جمله را نمیگویند؛ منتظرند تو قدم بعدی را پیشنهاد بدهی.
برای پروژههای معمولِ فروشگاه اینترنتی جلسه نمیگذاریم — نه حضوری نه آنلاین.
چرا: کارِ فروشگاه اینترنتی مشخص است؛ محصول، فرآیند و قیمتگذاری تا حد زیادی روشن است. جلسهی اضافه فقط تصمیم مشتری را طولانی میکند.
فرآیند ما:
تماس تلفنی → نیازسنجی → نمونهکار → جواب سؤالها → نهایی کردن → پرداخت
چطور به مشتری بگو — این را بهعنوان مزیت بگو، نه محدودیت:
«کارِ فروشگاه اینترنتی مشخص است و ما ترجیح میدهیم وقت شما را با جلسه نگیریم؛ همهی هماهنگیها تلفنی و در واتساپ انجام میشود. اگر جایی نیاز به بررسی تخصصی باشد، حتماً همکارم صحبت میکند.»
⚠️ استثنا: پروژههای سازمانی و بزرگ. آنها را اصلاً خودت نمیبندی → ارجاع به مدیر.
وقتی یکی از اینها را شنیدی، دیگر توضیح نده — ببند:
⚠️ اشتباه رایج: در همین لحظه شروع کنی به توضیح دادن قابلیتهای بیشتر. مشتری آماده است؛ توضیحِ اضافه فقط سؤال و تردیدِ تازه میسازد. ببند.
جای «میخواهید بخرید؟» (که فشار میآورد و جوابش «فکر میکنم» است)، قدم بعدی را پیشنهاد بده:
«اگر سؤالی دربارهی روند اجرا یا امکانات ندارید، میتوانیم اطلاعات اولیه را بگیریم و بعد از واریز پیشپرداخت، کار را شروع کنیم. بفرمایید اطلاعات را برایتان بفرستم؟»
این جمله سه ویژگی دارد:
اگر گفت «نه هنوز»: خوب است، یعنی یک ابهام مانده. بپرس: «سؤالی مانده که کمکتان کنم؟» ← درس 09
«پس جمعبندی میکنم: فروشگاه اینترنتی اختصاصی، نوزده میلیون تومان. نصفش الان و نصف دیگر بعد از تحویل. ۱۰ تا ۱۴ روز کاری بعد از شروع، سایت تحویل میشود. هاست سال اول با ما، آموزش کار با سایت و یک سال پشتیبانی فنی هم هست. دامنه هم جدا و سالانه است که به نام خودتان ثبت میشود. درست است؟»
★ این گام را حذف نکن. ده ثانیه وقت میگیرد و بیشترِ اختلافاتِ بعدی را جلوگیری میکند. اگر برداشتِ مشتری چیزِ دیگری بوده، همینجا معلوم میشود، نه سرِ تحویل.
شمارهکارت/شبا را در واتساپ بفرست (قالبش در درس 15). دستی و شفاهی نگو — شمارهی اشتباهِ شفاهی، فاجعه است.
«بعد از واریز، رسیدش را همینجا بفرستید تا ثبت کنم و پروژه را استارت بزنیم.»
همان لحظه که رسید آمد، معطل نکن — لیست اطلاعات را بفرست (درس 14). سرعتِ این کار، حس خوبِ اولِ کار را میسازد.
| ۵۰٪ در شروع پروژه |
| ۵۰٪ بعد از تحویل سایت |
| کارتبهکارت |
⚠️ اگر مشتری پیشپرداخت کمتری خواست: در بعضی پروژهها قابل بررسی است، ولی تو تعیینش نمیکنی:
«شرایط پرداخت در بعضی پروژهها قابل بررسی است. اجازه بدهید با مدیر مطرح کنم و همین امروز جوابتان را بدهم.»
⛔ خودت درصد کمتری قول نده. ⛔ و تخفیف هم نده. ← درس 17
فشار نیاور. بهجایش سه کار بکن:
بعد در پنل: وضعیت «در حال مذاکره» + تاریخ پیگیری.
۱. قول دادن برای بستنِ معامله.
«حتماً تا شنبه تحویل میدهیم»، «آن قابلیت را هم میگذاریم»، «تخفیف هم میدهم». اینها امروز معامله را میبندند و ماه بعد یک پروژهی خراب میسازند — و آن موقع تو مقصر شناخته میشوی، نه مشتری. ← درس 17
۲. ساختنِ عجلهی مصنوعی.
«فقط تا آخر هفته این قیمت است.» مشتریِ ما این را میفهمد و اعتمادش میرود.
۳. گرفتن پول قبل از روشن شدنِ دامنهی کار.
اگر مشتری قابلیتی میخواهد که مطمئن نیستی هست، اول بپرس، بعد پول بگیر.
۴. جمعبندی نکردن.
گام ۱ را رد نکن.
۵. تعلل بعد از دریافت پول.
مشتریای که واریز کرده و ۴۸ ساعت خبری نشده، از همان اول بیاعتماد میشود. همان روز فرم اطلاعات را بفرست.
وقتی مشتری راضی به نظر میرسد:
«با توجه به اینکه نوع فروشگاه و امکانات مشخص است، اگر سؤالی دربارهی روند اجرا ندارید، میتوانیم اطلاعات اولیه را بگیریم و بعد از واریز پیشپرداخت کار را شروع کنیم.»
وقتی گفت «باشد، انجام بدهیم»:
«چه خوب. الان شمارهکارت و لیست اطلاعاتی که لازم داریم را در واتساپ میفرستم. بعد از واریز، رسید را بفرستید تا استارت بزنیم.»
وقتی مردد است:
«عجلهای نیست. من نمونهکارها را میفرستم و [روز مشخص] یک تماس کوتاه میگیرم. اگر تا آن موقع سؤالی داشتید، در واتساپ در خدمتم.»
وقتی میگوید باید با شریکش مشورت کند:
«کاملاً درست است. خلاصهی هر دو گزینه را در واتساپ میفرستم که راحت نشانشان بدهید. [روز مشخص] تماس میگیرم ببینم به نتیجه رسیدید.»
اشتباه رایج بعد از فروش: نیرو فکر میکند کارش تمام شده. مشتری پول داده و ارتباط قطع میشود.
نتیجهاش: مشتری نگران میشود، پروژه با اطلاعات ناقص شروع میشود، و سرِ تحویل اختلاف پیش میآید.
قاعده: تو پُلِ بین مشتری و تیم اجرا هستی. هرچه این پل محکمتر، پروژه روانتر.
سه کار، به همین ترتیب:
15) — مشتری باید بداند پولش رسید و کار شروع شد.⚠️ تعلل در این سه کار، بدترین شروعِ ممکن است. مشتریای که واریز کرده و ۴۸ ساعت خبری نشده، از همان اول بیاعتماد میشود.
هدف: هرچه شناخت ما از کسبوکار مشتری بیشتر باشد، سایت نهایی به نیاز واقعیاش نزدیکتر است.
★ این بخش را جدی بگیر. پیج اینستاگرامِ مشتری بهترین منبعِ شناختِ برند و سلیقهی اوست — رنگ، لحن، نوع عکس.
اگر در تماس گفتی «آن هم انجام میدهیم» یا «تا فلان تاریخ تحویل میدهیم»، همان لحظه در تایملاین لید بنویس.
چرا: بیشترِ اختلافاتِ سرِ تحویل، از اینجا میآید که مشتری چیزی شنیده و تیم اجرا خبر نداشته. مشتری دروغ نمیگوید؛ فقط قولی که ثبت نشده، منتقل نمیشود.
⚠️ و اگر قولی دادی که مطمئن نیستی شرکت میتواند انجام دهد، همان روز به مدیر بگو — نه سرِ تحویل. اشتباه را زود گفتن، از پنهان کردنش خیلی ارزانتر است.
مشتری باید بداند چه اتفاقی میافتد. مدیریت انتظار، نصفِ رضایت است.
«مراحل اینطور است: الان اطلاعات را میگیریم و کار شروع میشود. حدود [۷ روز کاری / ۱۰ تا ۱۴ روز کاری] بعد سایت آماده است و به شما نشان میدهیم. شما محصولاتتان را میگذارید، ما هم درگاه و اینماد را پیش میبریم. تا فروشگاه واقعاً آمادهی فروش شود معمولاً حدود دو هفته میشود. آموزش کار با سایت هم در همین مرحله انجام میشود.»
دو چیزی که باید صادقانه بگویی:
«یک نکته: زمان تحویل به این هم بستگی دارد که عکس و اطلاعات محصولات از طرف شما آماده باشد. معمولاً پروژهها سرِ همین معطل میشوند. اگر عکسها آماده نیست از الان بگویید تا با هم فکر کنیم.»
بعد از تحویل، آموزش کار با سایت انجام میشود — معمولاً حدود یک ساعت کافی است.
چیزهایی که مشتری باید بعد از آموزش بتواند انجام دهد:
جملهی درست به مشتری:
«هدف آموزش این است که برای کارهای روزمره به ما وابسته نباشید. اگر جایی گیر کردید، یک سال پشتیبانی فنی دارید.»
| ✅ داخل پشتیبانی | ❌ خارج از پشتیبانی |
|---|---|
| رفع مشکل فنی سایت | ساختنِ قابلیت جدید |
| راهنمایی کار با پنل | وارد کردنِ انبوه محصولات |
| مشکل درگاه یا هاست | طراحیِ مجددِ ظاهر سایت |
| اطمینان از عملکرد صحیح سایت | تولید محتوا و مقاله |
| سئوی ماهانه |
چطور بگو:
«یک سال پشتیبانی فنی رایگان دارید — یعنی اگر جایی از سایت مشکل پیدا کرد یا در کار با پنل سؤالی داشتید، در خدمتیم. اگر قابلیت تازهای بخواهید، آن را جدا بررسی میکنیم و فقط هزینهی همان قابلیت را میگیریم.»
⚠️ این مرز را شفاف بگو. «پشتیبانی» را مبهم گذاشتن، بعداً به توقعِ «هر کاری که بگویم مجانی انجام بده» تبدیل میشود.
بعد از راهاندازی سایت، مسیر رشد مشتری تازه شروع میشود. اینها فرصت واقعیِ فروش دوبارهاند:
| کِی مطرح کن | چه چیزی |
|---|---|
| بعد از یکی دو ماه فروش | سئو — «مشتری از گوگل بیاید» |
| وقتی گفت فروش خوب است | پرداخت قسطی · تبلیغات |
| وقتی گفت میخواهم بیشتر دیده شوم | دیجیکالا و باسلام · تولید محتوا |
| وقتی نیاز خاصی گفت | قابلیت سفارشی |
⚠️ قاعده: اینها را در ماه اول مطرح نکن. مشتری هنوز درگیرِ راه افتادنِ سایت است. فروشِ خدمتِ جدید قبل از اینکه محصول اولی جواب داده باشد، بیاعتمادی میسازد.
جملهی درست، وقتی وقتش شد:
«حالا که سایت راه افتاده و فروش دارید، اگر بخواهید از گوگل هم مشتری بیاید، سئو مرحلهی بعدش است. اگر خواستید، همکارم توضیح میدهد چه کار دارد و چقدر میشود.»
⛔ خودت برای این خدمات قیمت نده ← ارجاع به مدیر.
مشتریِ راضی، بهترین منبع مشتریِ تازه است. وقتِ درستِ پرسیدن: بعد از تحویل و وقتی مشتری راضی است — نه قبلش.
«خوشحالم که راضی هستید. اگر در بین آشنایانتان کسی هست که به سایت فروشگاهی فکر میکند، خوشحال میشویم معرفی کنید.»
و در پنل ثبتش کن — منبعِ لید «معرفی مشتری» بهترین نرخ تبدیل را دارد.
یک تماس کوتاه، حدود یک ماه بعد از تحویل:
«سلام، خواستم ببینم سایت چطور پیش میرود؟ مشکلی نداشتید؟ سفارش گرفتید؟»
این تماس سه کار میکند:
۱. ناپدید شدن بعد از دریافت پول. بدترین اشتباهِ ممکن. اعتباری که ماهها ساخته شده، در ۴۸ ساعت سکوت از بین میرود.
۲. نگرفتنِ اطلاعات کامل. پروژهای که با اطلاعات ناقص شروع شود، دو بار انجام میشود.
۳. ثبت نکردنِ قولها. ← بخش ۳
۴. قولِ زمانِ غیرواقعی برای راضی نگهداشتن مشتری. اگر پروژه تأخیر دارد، صادقانه و زودتر بگو. مشتری از تأخیرِ گفتهشده ناراحت میشود، از تأخیرِ نگفتهشده عصبانی.
این درس برای خواندن نیست، برای چاپ کردن و گذاشتن کنار دستت است.
قاعده: فقط اعداد این برگه را میگویی. عددی که اینجا نیست → «چک میکنم و میگویم».
| وردپرس | اختصاصی | |
|---|---|---|
| قیمت | از ۱۲ میلیون تومان | از ۱۹ میلیون تومان |
| زمان تحویل | حدود ۷ روز کاری | ۱۰ تا ۱۴ روز کاری |
| مناسب چه کسی | زیر ۵۰ محصول · شروع معمولی · بودجهی محدود · عجله دارد | بالای ۵۰ محصول · فروش جاافتاده · برنامهی رشد · برند |
| وردپرس | اختصاصی | |
|---|---|---|
| قیمت | از ۹ میلیون تومان | از ۱۴ میلیون تومان |
| زمان تحویل | حدود ۷ روز کاری | ۱۰ تا ۱۴ روز کاری |
⚠️ کلمهی «از» را حذف نکن. اگر مشتری قابلیت خاصی خواست، قیمت را مدیر تعیین میکند.
قبل از اینکه مشتری بپرسد، خودت بگو.
| قلم | چند وقت یکبار | مبلغ |
|---|---|---|
دامنه .ir | سالانه | حدود ۶۰ هزار تومان |
دامنه .com | سالانه | حدود ۲ میلیون تومان |
| هاست | سالانه | سال اول با ماست · از سال دوم ۱ تا ۲ میلیون تومان |
| نماد اعتماد (اینماد) | هر دو سال | حدود ۱۷۵ هزار تومان · فرایندش ۲ تا ۳ هفته · ما راهنمایی میکنیم، نمیخریم |
| کارمزد درگاه | هر تراکنش | درصد کمی که بانک میگیرد، نه ما |
| اعتبار پیامک | مصرفی | ⛔ عدد نده → ارجاع به مدیر |
| عکاسی محصول | یکبار | ⛔ ارجاع به مدیر |
| وارد کردن انبوه محصولات | یکبار | ⛔ ارجاع به مدیر |
| افزونههای پولی | سالانه | فقط در وردپرس · بیشترشان رایگان است |
۵۰٪ در شروع · ۵۰٪ بعد از تحویل · کارتبهکارت · بدون جلسه
⚠️ پیشپرداخت کمتر → ارجاع به مدیر. تخفیف → ارجاع به مدیر. تو هیچکدام را نمیدهی.
سئوی ماهانه · تبلیغات گوگل · تولید محتوا · اپلیکیشن موبایل · فروشگاه سازمانی · دیجیکالا و باسلام · پرداخت قسطی · مشتریای که الان سایت دارد
«این را همکارم که خودش پروژهها را اجرا میکند بهتر توضیح میدهد. شمارهتان را دارم، هماهنگ میکنم [امروز عصر / فردا صبح] تماس بگیرد.»
از سال ۱۳۹۰ · بیش از ۱۵۰ پروژهی موفق · از فروشگاه ساده تا پروژههای سازمانی و اپلیکیشن
نام: .................... شماره: .................... تاریخ: ..........
۱. صنف / چه میفروشد: ..........................................
۲. تعداد محصول: ............ سایز و رنگ دارد؟ بله ☐ خیر ☐
عدد واقعی (محصول × سایز × رنگ): ............
۳. الان کجا میفروشد: پیج ☐ مغازه ☐ هیچجا ☐ سایت دارد ☐
۴. سفارش ماهانه: ............
۵. سایت را برای چه میخواهد: اعتبار ☐ سفارشگیری ☐ رشد از گوگل ☐
۶. زمان: ............ بودجه: ............
نوع سایت: فروشگاهی ☐ شرکتی/خدماتی ☐
──────────────────────────────────────────
پیشنهاد من: وردپرس ☐ اختصاصی ☐ نزدیک بود ☐
دلیلی که به مشتری گفتم: ....................................
واکنش مشتری: ..............................................
قدم بعدی + تاریخ: .........................................
ارجاع لازم دارد؟ خیر ☐ بله، بابتِ: ....................
هر پیام را با نام مشتری شخصی کن. حداکثر یک ایموجی. پشت سر هم چند پیام نفرست.
سلام [نام] عزیز، [نام تو] هستم از ادزو 🙂
طبق صحبتمان، خلاصهی دو گزینه را میفرستم:
▪️ سایت وردپرسی — از ۱۲ میلیون تومان
نرمافزار آمادهی جهانی که ما نصب، فارسیسازی و راهاندازی میکنیم.
مناسب شروع و فروشگاههای کوچک. حدود ۷ روز کاری.
▪️ سایت اختصاصی — از ۱۹ میلیون تومان
با کد خودمان، طراحی مطابق برند شما.
سرعت بالا حتی با محصول زیاد، امنیت بهتر، آمادهی رشد در گوگل.
۱۰ تا ۱۴ روز کاری.
در هر دو: درگاه پرداخت بانکی، پنل مدیریت فارسی، نسخهی موبایل،
محصول نامحدود، اتصال به ترب، هاست سال اول، آموزش کار با سایت،
یک سال پشتیبانی فنی، و مالکیت کامل کد و دامنه به نام خودتان.
هزینههای جانبی: دامنه سالانه (حدود ۶۰ هزار تومان برای .ir)،
هاست از سال دوم (۱ تا ۲ میلیون در سال)، و اینماد اگر بخواهید
(حدود ۱۷۵ هزار تومان برای دو سال).
پرداخت: نصف در شروع، نصف بعد از تحویل.
با توضیحاتی که دادید، من [گزینه] را پیشنهاد میکنم چون [دلیل].
هر سؤالی داشتید همینجا بپرسید، در خدمتم.
سلام [نام] عزیز، از ادزو تماس گرفتم ولی در دسترس نبودید.
شما برای راهاندازی سایت درخواست مشاوره داده بودید.
اگر راحتترید همینجا صحبت کنیم:
کارتان در چه زمینهای است و تقریباً چند تا محصول دارید؟
با همین دو تا جواب میتوانم بگویم کدام مدل سایت به درد شما میخورد.
[نام] عزیز، خلاصهی تفاوت:
وردپرس (از ۱۲ میلیون)
✅ ارزانتر، زودتر تحویل (حدود ۷ روز کاری)
✅ برای شروع و فروشگاه کوچک کاملاً کافی
⚠️ با زیاد شدن محصول کندتر میشود
⚠️ چون با افزونه کار میکند، نگهداری مرتب میخواهد
اختصاصی (از ۱۹ میلیون)
✅ سرعت بالا حتی با هزاران محصول
✅ امنیت بهتر (افزونهی متفرقه ندارد)
✅ طراحی مطابق برند خودتان
✅ پنل مدیریتِ خودمان، سادهتر و فارسی
⚠️ گرانتر و چند روز بیشتر طول میکشد
⚠️ برای فروشگاه خیلی کوچک اضافهخرج است
قاعدهی ساده: زیر ۵۰ محصول و شروع معمولی → وردپرس.
بالای ۵۰ محصول یا برنامهی رشد → اختصاصی.
یک نکته: تبدیل وردپرس به اختصاصی بعداً مثل ارتقا نیست،
عملاً سایت جدید است. پس بهتر است از اول تصمیم بگیرید.
[نام] عزیز، چند نمونه فروشگاه مشابه کارِ خودتان میفرستم که
دیدِ بهتری نسبت به امکانات، ظاهر و ساختار سایت داشته باشید:
۱. [لینک] — [صنف، تعداد محصول]
۲. [لینک] — [...]
۳. [لینک] — [...]
روی موبایل هم بازشان کنید، سرعتشان را ببینید.
اگر سؤالی دربارهی امکانات، هزینه یا روند اجرا داشتید
خوشحال میشوم راهنمایی کنم.
⚠️ نمونهکار را مرتبط با صنفِ مشتری انتخاب کن. لیستِ طولانیِ نامربوط، اثر منفی دارد.
سلام [نام] عزیز. نمیخواهم مزاحم شوم، فقط این پیام آخر:
اگر هنوز به راهاندازی فروشگاه فکر میکنید، ما در خدمتیم.
هر وقت آماده بودید پیام بدهید. موفق باشید 🙂
[نام] عزیز، طبق صحبتمان:
سایت [فروشگاهی/شرکتی] [وردپرسی/اختصاصی] — [مبلغ] میلیون تومان
پیشپرداخت (۵۰٪): [مبلغ] تومان
شماره کارت: [شماره]
به نام: [نام]
بعد از واریز، رسیدش را همینجا بفرستید تا ثبت کنم و
پروژه را استارت بزنیم.
[نام] عزیز، پرداخت شما ثبت شد 🙂 خوش آمدید.
از همین امروز کار شروع میشود. برای اینکه سایت دقیقاً
مناسب کسبوکار شما دربیاید، این اطلاعات را لازم داریم:
۱. نام مجموعه (دقیقاً همانطور که میخواهید نوشته شود)
۲. شماره تماس، آدرس و ساعات کاری که در سایت بیاید
۳. لینک پیج اینستاگرام / کانال (اگر دارید)
۴. لوگو (فایل با کیفیت) و رنگهای برندتان
۵. لیست محصولات و دستهبندیهایشان
۶. عکس محصولات — آماده است یا نه؟
۷. دو تا سه سایتی که ظاهرشان را دوست دارید
۸. و اگر چیزی هست که دوست ندارید، آن را هم بگویید
هر چه بیشتر دربارهی کارتان بدانیم، سایت به کارتان نزدیکتر میشود.
عجلهای نیست، هر چه آماده شد بفرستید.
سلام [نام] عزیز. یک مطلب نوشتیم که فکر کردم به کارتان میآید:
[لینک مقالهی مرتبط از adzo.ir]
اگر سؤالی داشتید، در خدمتم.
گزارش [تاریخ]
تماسها: [تعداد] ورودی · [تعداد] خروجی
پیامها: [تعداد] واتساپ · [تعداد] دایرکت/سایت
لیدهای جدید ثبتشده: [تعداد]
تفکیک پیشنهادها:
وردپرس پیشنهاد دادم: [تعداد]
اختصاصی پیشنهاد دادم: [تعداد]
نزدیک بود / خودش انتخاب کرد: [تعداد]
🔴 داغ (نیاز به پیگیری شما):
۱. [نام] — [شماره] — [صنف، تعداد محصول] — [چه پیشنهادی دادم، چه قولی]
۲. ...
🔺 ارجاعها:
۱. [نام] — [موضوع: سئو / اپ / سازمانی / تخفیف / سایت موجود] — [قول من: ...]
❓ اعتراضها و سؤالهای تازهای که در درس ۰۹ و ۱۶ نبود:
۱. ...
سؤالهایی که جوابش را نداشتم:
۱. ...
ناموفقهای امروز: [تعداد] — دلیل رایج: [...]
فردا باید تماس بگیرم: [تعداد] نفر
لیدهای عقبافتادهی باقیمانده: [باید صفر باشد]
★ سه بندِ «تفکیک پیشنهادها»، «اعتراضهای تازه» و «سؤالهایی که جوابش را نداشتم» مخصوصِ این روش است. مدیر از روی همینها میفهمد کجای این دوره باید پختهتر شود.
| معیار | هدف |
|---|---|
| تماسهای بیجوابمانده | صفر |
| لیدهای «جدیدِ» مانده از روز قبل | صفر |
| لیدهای بدون تاریخ پیگیری | صفر |
| لیدهای عقبافتاده | صفر |
| میانگین زمان پاسخ به فرم سایت | زیر ۳۰ دقیقه |
| درصد تماسهایی که کارت کشف کامل دارند | بالای ۹۰٪ |
| درصد تماسهایی که با قدم بعدیِ تاریخدار تمام شده | بالای ۹۰٪ |
| ارجاعهای بهموقع (همان روز) | ۱۰۰٪ |
⚠️ یک معیار عمداً اینجا نیست: «نسبتِ پیشنهاد اختصاصی».
اگر برایت هدف بگذاریم که «۷۰٪ اختصاصی پیشنهاد بده»، این روش از بین میرود و برمیگردی به فروش با فشار. نسبتِ درست همانی است که از جدول تصمیمِ درس 07 درمیآید — هر چه باشد.
و یک نکتهی منصفانه: معیار سنجش تو تعداد فروش نیست. فروش به بودجهی مشتری و بازار هم بستگی دارد. معیار تو این است: گم نشدن هیچ مشتری، سرعت جواب، کیفیت کشف، و صداقتِ مشاوره.
این درس برای حفظکردن نیست. برای این است که وقتی سؤالی شنیدی و نمیدانستی چه بگویی، اینجا را جستجو کنی.
جوابها را با زبان خودت بگو. جملهی مصنوعیِ حفظشده از جملهی سادهٔ خودت بدتر است.
اگر سؤالی شنیدی که اینجا نیست: «اجازه بدهید دقیقش را بپرسم» + در گزارش پایان روز بنویس تا اضافه شود.
۱. «قیمت طراحی سایت چقدر است؟»
«بستگی به این دارد که فروشگاهی میخواهید یا شرکتی، و کدام مدل. فروشگاهی: وردپرس از ۱۲ و اختصاصی از ۱۹ میلیون. شرکتی: از ۹ و از ۱۴. اجازه بدهید دو تا سؤال بپرسم که بگویم کدام به کارِ شما میآید.»
۲. «چرا قیمتها در بازار اینقدر متفاوت است؟»
«چون کارها متفاوت است. کسی که فقط یک نرمافزار آماده را نصب میکند با کسی که ساختار فروشگاه را میسازد، درگاه را وصل و تست میکند، آموزش میدهد و یک سال پشتیبانی میدهد، دو کارِ مختلف انجام میدهند. مهم این است بدانید بابت چه پول میدهید.»
۳. «این قیمت شامل چه چیزهایی است؟»
«سایت کامل با پنل مدیریت، درگاه پرداخت، نسخهی موبایل، اتصال به ترب، سامانه پیامکی و کد تخفیف، هاست سال اول، وارد کردن چند محصول نمونه، آموزش کار با سایت، یک سال پشتیبانی فنی، و مالکیت کامل کد و دامنه به نام خودتان.»
۴. «هزینهی پنهانی ندارد؟»
«نه، و همین الان میگویم چه چیزهایی جدا است: دامنه سالانه (حدود ۶۰ هزار تومان برای داتآیآر)، هاست از سال دوم (۱ تا ۲ میلیون در سال — سال اولش با ماست)، و نماد اعتماد اگر بخواهید (حدود ۱۷۵ هزار تومان برای دو سال). اینها به حساب ما نمیآید.»
۵. «پرداخت چطور است؟ یکجا باید بدهم؟»
«نه، مرحلهای است: نصف در شروع کار و نصف بعد از تحویل سایت. کارتبهکارت.»
۶. «تخفیف نمیدهید؟»
«قیمتهای ما مشخص و ثابت است. اگر بودجهتان محدود است، بگذارید یک راه بهتر پیشنهاد بدهم: با وردپرس ۱۲ میلیونی شروع کنید، یا کار را فازبندی کنیم.» (اگر اصرار کرد → ارجاع به مدیر)
۷. «ماهانه هم پول میگیرید؟»
«نه. هزینهی ساخت سایت یکباره است. تنها چیزی که سالانه تکرار میشود دامنه و هاست است که مالِ ما هم نیست.»
۸. «وردپرس بهتر است یا اختصاصی؟»
«هیچکدام مطلقاً بهتر نیست؛ بستگی به کارِ شما دارد. زیر ۵۰ محصول و شروعِ معمولی → وردپرس. بالای ۵۰ محصول یا برنامهی رشد → اختصاصی. بگویید چند محصول دارید تا دقیق بگویم.»
۹. «چرا اختصاصی گرانتر است؟»
«سه چیز: وقت و کارِ ما در آن بیشتر است، سرعتش با رشد محصولات افت نمیکند، و ظاهر و پنلش مخصوص خودتان است. و صادقانه: اگر شما از این سه استفاده نکنید، آن هفت میلیون بیفایده است.»
۱۰. «وردپرس مشکل دارد؟»
«نه، وردپرس نرمافزار خوبی است و میلیونها فروشگاه در دنیا رویش کار میکند — ما هم میسازیمش. فقط دو خصوصیت دارد که باید بدانید: با زیاد شدن محصول کندتر میشود، و چون با افزونه کار میکند نگهداری مرتب میخواهد.»
۱۱. «الان وردپرس بگیرم، بعداً اختصاصی کنم؟»
«یک نکتهی مهم: تبدیلش مثل ارتقای پکیج نیست، عملاً ساختن سایت جدید است. پس اگر مطمئنید تا یکی دو سال دیگر بزرگ میشوید، همین اول اختصاصی بهصرفهتر است. اگر مطمئن نیستید، وردپرس انتخاب بدی نیست — فقط با چشم باز انتخابش کنید.»
۱۲. «اختصاصی یعنی از صفر مینویسید؟»
«هستهی فروشگاه — سبد خرید، پرداخت، مدیریت سفارش، پنل — را ما یک بار نوشتهایم و سالهاست روی فروشگاههای واقعی تست شده. برای شما همان هسته را با برند و محصولاتتان راهاندازی و شخصیسازی میکنیم. مزیتش این است که هم ارزانتر از سایتِ کاملاً سفارشی است، هم زودتر آماده میشود، هم باگ کمتری دارد.»
۱۳. «سایت من شبیه بقیه میشود؟»
«در اختصاصی نه — ظاهر مطابق برند خودتان طراحی میشود. در وردپرس هم قالب با رنگ و لوگو و چیدمانِ شما تنظیم میشود، ولی پایهاش یک قالب آماده است.»
۱۴. «چقدر طول میکشد؟»
«وردپرس حدود ۷ روز کاری، اختصاصی ۱۰ تا ۱۴ روز کاری. تا محصولاتتان را بگذارید و ما اینماد و درگاه را وصل کنیم، حدود دو هفته میشود تا فروشگاه واقعاً آمادهی فروش باشد.»
۱۵. «عجله دارم، زودتر نمیشود؟»
«اگر واقعاً عجله دارید وردپرس واقعبینانهتر است. ولی یک نکته: فرایند نماد اعتماد خودش ۲ تا ۳ هفته است و دستِ ما نیست. و زمان تحویل به آماده بودنِ عکس و اطلاعات محصولات از طرف شما هم بستگی دارد.»
۱۶. «باید بیایم دفتر؟ جلسه میگذارید؟»
«لازم نیست. کارِ فروشگاه اینترنتی مشخص است و ما ترجیح میدهیم وقتتان را با جلسه نگیریم؛ همهچیز تلفنی و در واتساپ انجام میشود.»
۱۷. «قرارداد دارید؟»
«توافقات را کامل و کتبی برایتان میفرستیم و پرداخت مرحلهای است. برای جزئیات قرارداد، همکارم توضیح میدهد.» (← ارجاع به مدیر)
۱۸. «بعد از تحویل خودم میتوانم سایت را مدیریت کنم؟»
«بله، و دقیقاً هدفِ ما همین است. پنل فارسی و ساده است و آموزشش با ماست. کسانی که با اینستاگرام کار میکنند معمولاً یک ساعته راه میافتند.»
۱۹. «برای اضافه کردن محصول جدید باید پول بدهم؟»
«نه. محصول اضافه کردن، تغییر قیمت و مدیریت سفارش کارِ خودتان است و آموزشش را میدهیم. فقط اگر بخواهید حجم زیادی محصول را ما وارد کنیم، آن یک کارِ جداست.»
۲۰. «محصولاتم را چه کسی وارد میکند؟»
«چند محصول را ما بهعنوان نمونه وارد میکنیم و آموزش میدهیم که بقیه را خودتان بگذارید. اگر تعدادشان زیاد است و میخواهید همه را ما وارد کنیم، برایتان قیمت میدهم.» (← ارجاع به مدیر)
۲۱. «سایت مال کیست؟ اگر با شما کار نکنم چه؟»
«کد و دامنه به نام خودتان است و کامل تحویلتان میدهیم. هیچچیز گروگان ما نیست.»
۲۲. «اتصال به ترب دارید؟»
«بله، و از فاز اول هم هست. ترب یکی از شناختهشدهترین سایتهای مقایسهی قیمت در ایران است؛ محصولات شما آنجا دیده میشود و کاربر وارد سایتتان میشود. یعنی فروشگاهتان از روز اول منتظر این نمیماند که کسی خودش آدرس را بداند.»
۲۳. «ترب چقدر هزینه دارد؟»
«ترب بهازای هر بازدید از فروشنده هزینه میگیرد و تعرفهاش بسته به دستهی کالا فرق میکند و خودِ ترب تعیینش میکند. دقیقش را برایتان چک میکنم.» (← ارجاع به مدیر · ⛔ عدد نده)
۲۴. «پرداخت قسطی دارید؟»
«بله، اتصال به سرویسهای پرداخت قسطی امکانپذیر است. پیشنهاد ما این است که در فاز دوم انجام شود — اول سایت راه بیفتد و فروش شروع شود، بعد اقساط را وصل کنیم.» (← ارجاع به مدیر برای قیمت)
۲۵. «سامانه پیامکی دارد؟»
«بله. وقتی سفارش ثبت یا ارسال شد خودکار پیامک میرود، و میتوانید بعداً به مشتریهای قبلیتان هم پیام بدهید. اعتبار پیامک مصرفی است.»
۲۶. «کد تخفیف و کمپین میشود گذاشت؟»
«بله. کد تخفیف با تاریخ انقضا و سقف استفاده میسازید و در گزارشها میبینید چند نفر استفاده کردند.»
۲۷. «گزارش فروش دارد؟»
«بله. در پنل میبینید این ماه چقدر فروش داشتید، کدام محصول پرفروش بوده و کدامها نه.»
۲۸. «اپلیکیشن هم طراحی میکنید؟»
«بله، انجام میدهیم. برآوردش اختصاصی است؛ همکارم تماس میگیرد و توضیح میدهد.» (← ارجاع به مدیر)
۲۹. «به دیجیکالا و باسلام هم وصل میشود؟»
«بعد از راهاندازی سایت، اگر بخواهید در آنها هم بفروشید کمکتان میکنیم. مرحلهبهمرحله جلو میرویم.» (← ارجاع به مدیر)
۳۰. «به نرمافزار حسابداری/انبارم وصل میشود؟»
«در سایت اختصاصی این کار امکانپذیر است. بستگی به نرمافزاری دارد که استفاده میکنید؛ اجازه بدهید همکارم بررسی کند.» (← ارجاع به مدیر)
۳۱. «نماد اعتماد چیست و لازم است؟»
«همان جواز کسبِ فروشگاه اینترنتی است. برای گرفتنِ درگاه پرداخت مستقیمِ بانکی لازم است. حدود ۱۷۵ هزار تومان برای دو سال و فرایندش ۲ تا ۳ هفته است. ما راهنمایی میکنیم، ولی مدارکش به نام خودتان است.»
۳۲. «اگر اینماد نداشته باشم چه؟»
«راههای سادهتری هم برای درگاه هست. اجازه بدهید همکارم بررسی کند و بگوید برای شرایط شما کدام مناسبتر است.» (← ارجاع به مدیر)
۳۳. «درگاه پرداخت را شما میدهید؟»
«درگاه را بانک یا شرکت پرداخت میدهد؛ ما وصلش میکنیم و تستش میکنیم. پول هم مستقیم به حساب خودتان میرود، هیچوقت دستِ ما نمیآید.»
۳۴. «هاست و دامنه را جدا باید بخرم؟»
«هاست سال اول با ماست. از سال دوم خودتان میدهید، حدود ۱ تا ۲ میلیون در سال. دامنه سالانه است و به نام خودتان ثبت میشود — داتآیآر حدود ۶۰ هزار تومان، داتکام حدود ۲ میلیون.»
۳۵. «چند نمونهکار دارید؟»
«از سال ۱۳۹۰ کار میکنیم و بیش از ۱۵۰ پروژه تحویل دادهایم. چند نمونهی مرتبط با کارِ خودتان در واتساپ میفرستم که ببینید.»
۳۶. «آیا سایت باعث افزایش فروش میشود؟»
«سایت یک کانال فروش جدید برای شما میسازد و اگر محصول مناسب و قیمت رقابتی و پاسخگویی خوب داشته باشید، میتواند به رشد فروشتان کمک کند. ولی بهتنهایی معجزه نمیکند — و هرکس بگوید میکند، راستش را نمیگوید.»
۳۷. «تضمین میکنید در گوگل اول شوم؟»
«نه، و هیچکس نمیتواند تضمین کند. چیزی که ما انجام میدهیم این است که سایت از پایه برای گوگل درست ساخته شود. رتبهگرفتن کارِ سئو است که خدمت جداگانهای است و زمان میبرد.» (⛔ خط سرخ)
۳۸. «چرا باید به شما اعتماد کنم؟»
«سه چیز: از سال ۱۳۹۰ کار میکنیم و ۱۵۰+ پروژه داریم که میتوانید ببینید؛ پرداخت مرحلهای است نه یکجا؛ و کد و دامنه به نام خودتان ثبت میشود.»
۳۹. «سئو هم انجام میدهید؟»
«بله، ولی خدمت جداگانهای است و ماهانه. سایت را آمادهی سئو تحویل میدهیم؛ اگر خواستید روی رتبهی گوگل کار شود، همکارم توضیح میدهد.» (← ارجاع به مدیر)
۴۰. «پشتیبانی چقدر است و تا کِی؟»
«یک سال پشتیبانی فنی رایگان — یعنی اگر جایی از سایت مشکل پیدا کرد یا در کار با پنل سؤالی داشتید، در خدمتیم. ساختنِ قابلیت جدید جداست و فقط هزینهی همان قابلیت را میگیریم.»
اگر جوابی را دقیق نمیدانی، از این جمله استفاده کن — و از هیچچیز دیگری:
«سؤال خوبی است. اجازه بدهید دقیقش را بپرسم تا اطلاعات غلط ندهم — تا [امروز عصر / فردا صبح] جواب دقیق را میرسانم.»
یک جوابِ حدسی، هم مشتری را میبرد و هم سرِ پروژه دردسر میسازد. ندانستن اشکالی ندارد؛ اطلاعات غلط دادن دارد.
اینها موضوع سلیقه نیستند. عبور از هرکدام، برای کسبوکار هزینه دارد — و هزینهاش را معمولاً کسی میدهد که آن حرف را نزده.
این درس را قبل از اولین تماست بخوان.
فقط اعداد برگهی قیمت (درس 15). عددی که آنجا نیست → «چک میکنم و میگویم».
هیچ تخفیفی. نه تخفیف مبلغ، نه پیشپرداختِ کمتر، نه زمان تحویلِ خارج از برگه، نه قابلیتی که مطمئن نیستی هست. تخفیف را فقط مدیر میدهد.
چرا: تخفیفِ سریع به مشتری یاد میدهد قیمتِ اولت واقعی نبوده. و اگر تو چیزی قول بدهی که مدیر نتواند اجرا کند، اعتبار همه میرود.
هیچوقت، به هیچ شکلی، حتی به شوخی.
❌ «فروشتان چند برابر میشود» · ❌ «در گوگل اول میشوید» · ❌ «با ترب حتماً فروشتان زیاد میشود»
ندانستن اشکالی ندارد؛ اطلاعات غلط دادن دارد. جملهی نجات را بلد باش.
★ خط سرخِ مخصوصِ روشِ ما. اگر فقط خوبیهای اختصاصی را بگویی، از این دوره استفاده نکردهای — و مشتری هم باورت نمیکند.
ما خودمان میفروشیمش. «برای فروشگاه بزرگ کند میشود» درست است؛ «بدرد نمیخورد» غلط و متناقض است.
دامنه، هاست از سال دوم، اینماد — قبل از اینکه مشتری بپرسد بگو. پنهانکردنشان یعنی یک مشتریِ عصبانی در ماه سوم.
شماره، آدرس، حجم فروش، اطلاعات پروژهها — محرمانه است. شمارهی یک مشتری را به مشتری دیگر نده. حجم فروشِ یک مشتری را جایی تعریف نکن.
نه رمز پنل، نه دسترسی هاست، نه هیچچیز — حتی اگر اصرار کرد و گفت عجله دارد. اگر شخصی تماس گرفت و درخواست دسترسی کرد، به مدیر ارجاع بده.
تفاوت را توضیح بده، نه بیشتر. بردنِ بحث یعنی باختنِ مشتری.
این جملهها امروز معامله را میبندند و ماه بعد یک پروژهی خراب میسازند:
| ⛔ ممنوع | ✅ درست |
|---|---|
| «فروشتان بالا میرود» | «یک کانال فروش جدید برایتان میسازد» |
| «تا شنبه تحویل میدهیم» (بدون تأیید) | «۱۰ تا ۱۴ روز کاری از شروع» |
| «آن قابلیت را هم میگذاریم» (بدون اطمینان) | «بررسی میکنم و دقیق میگویم» |
| «تخفیف هم میدهم» | «قیمتها مشخص و ثابت است» |
| «در گوگل اول میشوید» | «سایت از پایه برای گوگل درست ساخته میشود» |
| «هر چیزی خواستید مجانی انجام میدهیم» | «پشتیبانی فنی یک سال · قابلیت جدید جدا» |
| «اینماد را ما میگیریم» | «راهنمایی میکنیم؛ مدارکش به نام خودتان است» |
| «سایتتان هک نمیشود» | «سطح حملهاش کمتر است» |
★ قاعده: اگر جملهای در ذهنت آمد که «این را بگویم مشتری راضی میشود»، یک ثانیه صبر کن و بپرس: «آیا شرکت واقعاً میتواند این را انجام دهد؟» اگر مطمئن نیستی، نگو.
اینها را خودت جواب نمیدهی؛ همان روز به مدیر میدهی:
| موضوع | چرا |
|---|---|
| سئوی ماهانه | خدمت جدا با قیمتگذاری متغیر |
| تبلیغات گوگل / تولید محتوا | همان |
| اپلیکیشن موبایل | برآورد اختصاصی میخواهد |
| فروشگاه سازمانی (کارخانه، هلدینگ، زنجیرهفروشگاه) | همان |
| مشتریای که الان سایت دارد و میگوید خوب کار نمیکند | باید سایتش دیده شود ← درس 09 مورد ۱۲ |
| درخواست تخفیف یا پیشپرداخت کمتر | فقط مدیر |
| عکاسی محصول / وارد کردن انبوه محصولات | قیمتش به حجم کار بستگی دارد |
| اتصال به حسابداری، انبار، اقساط، مارکتپلیس | بررسی فنی میخواهد |
و یک مورد نُهم: اگر مشتری به تعرفهی روی سایت اشاره کرد یا دربارهی پکیجهای سایت پرسید → ارجاع به مدیر، همان روز.
«این را همکارم که خودش پروژهها را اجرا میکند بهتر توضیح میدهد. شمارهتان را دارم، هماهنگ میکنم [امروز عصر / فردا صبح] تماس بگیرد.»
⚠️ بعدش واقعاً همان روز به مدیر بگو. ارجاعی که منتقل نشود، از جوابندادن بدتر است — چون مشتری منتظر مانده و قولی که به او داده شده زیر پا رفته.
برای اینکه فهرست بالا ترسناک به نظر نرسد — اینها کاملاً در اختیار توست:
09اشتباه میشود. مهم این است که چه میکنی:
۱. اگر قولی دادی که مطمئن نیستی شرکت میتواند انجام دهد → همان روز به مدیر بگو. نه فردا، نه سرِ تحویل.
۲. اگر عدد اشتباهی به مشتری گفتی → خودت را پنهان نکن. به مدیر بگو تا با هم تصمیم بگیریم چطور اصلاح شود. مشتریِ ما با یک تماسِ صادقانه («یک اصلاح در قیمتی که گفتم…») میماند؛ با یک سورپرایزِ سرِ قرارداد نه.
۳. اگر مشتری از تو ناراضی شد → بحث نکن، عذرخواهی کن، به مدیر ارجاع بده.
★ پنهانکردنِ اشتباه، همیشه گرانتر از گفتنش است. هیچکس در این شرکت بهخاطرِ گفتنِ اشتباه سرزنش نمیشود؛ بهخاطرِ پنهانکردنش میشود.
اگر به هرکدام «نه» گفتی، درسِ مربوطه را دوباره بخوان:
04070715020804کِی این آزمون را بده؟ پایان هفتهی دوم.
قبولی: ۸۰٪ (۲۴ سؤال از ۳۰). زیر ۸۰٪ یعنی درسِ مربوطه را دوباره بخوان — نه اینکه ضعیفی، یعنی آن درس خوب جا نیفتاده.
قاعده: بدون نگاه کردن به درسها جواب بده. تقلب اینجا فقط خودت را گول میزند؛ سرِ تماس مشتری تقلبی وجود ندارد.
جوابها را روی کاغذ بنویس و به مدیر بده.
۱. قیمت شروعِ فروشگاهی وردپرس و اختصاصی؟
۲. قیمت شروعِ شرکتی وردپرس و اختصاصی؟
۳. زمان تحویل وردپرس و اختصاصی؟ و چرا میگوییم «تا آمادهی فروش شود دو هفته»؟
۴. شرایط پرداخت چیست و به چه شکلی انجام میشود؟
۵. هاست سال اول با کیست؟ سال دوم چقدر؟
۶. دامنهی .ir و .com چقدر است؟
۷. اینماد چقدر است، چند سال اعتبار دارد، و فرایندش چقدر طول میکشد؟
۸. پشتیبانی فنی رایگان چقدر است؟
۹. وردپرس را در سه جمله برای کسی که هیچچیز نمیداند توضیح بده.
۱۰. «اختصاصی یعنی از صفر مینویسید؟» — جواب بده.
۱۱. سه عیبِ اختصاصی را بگو. (اگر نتوانستی، درس 04 را دوباره بخوان)
۱۲. سه عیبِ وردپرس را بگو.
۱۳. مرزِ تعداد محصول برای تصمیمگیری چند است؟
۱۴. «الان وردپرس بگیرم بعداً اختصاصی کنم؟» — کامل جواب بده.
۱۵. ترب چیست و چه چیزی را دربارهاش نباید بگویی؟
۱۶. شش سؤال کشف را به ترتیب بگو.
۱۷. ۵۰ مدل مانتو با ۴ سایز و ۳ رنگ = چند محصول؟ و چرا این سؤال مهم است؟
۱۸. مشتری همان اول میگوید «فقط قیمت را بگو». چه میکنی؟
۱۹. ساختار سهتکهایِ پیشنهاد دادن را بگو.
۲۰. بعد از گفتن قیمت چه میکنی؟ (جواب یک کلمه است)
۲۱. مشتری میگوید «گران است». اولین جملهات چیست؟
۲۲. مشتری میگوید «تضمین میکنید فروشم بالا برود؟» — جواب بده.
۲۳. مشتری میگوید «فکر میکنم و خبر میدهم». دو کاری که باید بکنی چیست؟
۲۴. پنج وضعیت لید را به ترتیب بگو.
۲۵. قاعدهی طلاییِ پایان روز چیست؟
۲۶. کدام دو فیلترِ صف پیگیری باید همیشه صفر باشند؟
۲۷. چهار چیزی که همیشه باید در یادداشت لید باشد چیست؟
۲۸. زمان جوابِ فرم سایت، واتساپ و تلفن چقدر است؟
۲۹. پنج موضوع از هشت ارجاعِ اجباری را نام ببر.
۳۰. سه خط سرخِ اول را بگو. (اگر «تخفیف نده» و «تضمین نده» در جوابت نیست، درس 17 را دوباره بخوان)
(اول همه را جواب بده، بعد اینجا را نگاه کن)
۱. فروشگاهی: وردپرس از ۱۲ میلیون · اختصاصی از ۱۹ میلیون تومان
۲. شرکتی/خدماتی: وردپرس از ۹ میلیون · اختصاصی از ۱۴ میلیون تومان
۳. وردپرس حدود ۷ روز کاری · اختصاصی ۱۰ تا ۱۴ روز کاری. «دو هفته» چون بعد از تحویل سایت، مشتری باید محصولاتش را بگذارد و ما اینماد و درگاه را وصل کنیم.
۴. ۵۰٪ در شروع، ۵۰٪ بعد از تحویل، کارتبهکارت. پیشپرداخت کمتر → ارجاع به مدیر.
۵. سال اول با ماست. از سال دوم ۱ تا ۲ میلیون تومان در سال.
۶. .ir حدود ۶۰ هزار تومان · .com حدود ۲ میلیون تومان — سالانه، به نام خودِ مشتری.
۷. حدود ۱۷۵ هزار تومان · اعتبار دو سال · فرایند ۲ تا ۳ هفته. ما راهنمایی میکنیم، نمیخریم.
۸. یک سال. فقط پشتیبانی فنی؛ ساختِ قابلیت جدید جداست.
۹. نرمافزار آماده و رایگانِ جهانی · روی هاست نصب میشود · با افزونهی ووکامرس فروشگاه میشود و هر قابلیت اضافه با یک افزونهی دیگر میآید. (تشبیه کمدهای آمادهی بازار قبول است)
۱۰. «هستهی فروشگاه را یک بار نوشتهایم و سالهاست روی فروشگاههای واقعی تست شده. برای شما از صفر شروع نمیکنیم؛ همان هسته را با برند و محصولات شما راهاندازی و شخصیسازی میکنیم — برای همین هم ارزانتر است، هم زودتر آماده میشود، هم باگ کمتری دارد.»
۱۱. گرانتر است · زمان بیشتری میبرد · برای فروشگاه کوچک اضافهخرج است · برنامهنویسِ آشنا با کد ما کمتر از برنامهنویس وردپرس است. (سه تا از این چهار)
۱۲. با رشد کند میشود · هر افزونه یک درِ اضافه است (بار نگهداری و امنیت) · آپدیت مرتب میخواهد · شخصیسازیِ زیاد گران و شکننده است · هاست قویتر لازم دارد. (سه تا از این پنج)
۱۳. حدود ۵۰ محصول — با احتساب سایز و رنگ.
۱۴. «تبدیلش مثل ارتقای پکیج نیست، عملاً ساختن سایت جدید است. پس اگر مطمئنید تا یکی دو سال دیگر بزرگ میشوید، از اول اختصاصی بهصرفهتر است. اگر مطمئن نیستید، وردپرس انتخاب بدی نیست — فقط با چشم باز انتخابش کنید.» (اگر «تبدیل مثل ارتقا نیست» در جوابت نبود، غلط است)
۱۵. سایت جستجو و مقایسهی قیمت؛ محصولات مشتری آنجا دیده میشود و کاربر وارد سایتش میشود؛ از فاز اول ماست.
نباید بگویی: ⛔ عددِ هزینهی کلیک · ⛔ تضمین افزایش فروش.
۱۶. ۱) چه میفروشی؟ ۲) چند محصول (+ سایز و رنگ)؟ ۳) الان کجا میفروشی؟ ۴) ماهی چند سفارش؟ ۵) سایت را برای چه میخواهی؟ ۶) برای کِی و بودجه؟
۱۷. ۶۰۰ محصول. مهم است چون تصمیمِ وردپرس/اختصاصی به عدد واقعی بستگی دارد، و مشتریها معمولاً این را نمیدانند — روشنکردنش تو را متخصص نشان میدهد.
۱۸. قیمت را میدهی، بعد اجازه میگیری دو سؤال بپرسی: «حتماً میگویم، پنهان نمیکنم — از دوازده و از نوزده. فقط اجازه بدهید دو تا سؤال بپرسم که نگویم چیزی که به دردتان نمیخورد.» (اگر جوابت «قیمت نمیدهم تا سؤالها را بپرسم» بود، غلط است)
۱۹. پیشنهاد + دلیلِ مخصوصِ خودِ او + اجازهی مخالفت («اگر ترجیح بدهید همان را میسازیم»).
۲۰. ساکت میشوی.
۲۱. «حق دارید، رقم کمی نیست. نسبت به بودجهای که در نظر داشتید گران است یا نسبت به جایی که قیمت گرفتهاید؟»
۲۲. «نه، و صادقانه بگویم هرکس این را تضمین کند راستش را نمیگوید.» + بعد بگویی چه چیزی را تضمین میکنیم: سایتی که سریع باز شود، درست کار کند، درگاهش وصل باشد و در گوگل و ترب دیده شود.
۲۳. ۱) بپرسی چه چیزی مانده: «بیشتر روی قیمت فکر میکنید یا روی اینکه کدام مدل به دردتان میخورد؟» ۲) قدم بعدیِ تاریخدار بگیری.
۲۴. جدید · تماس گرفته شد · در حال مذاکره · موفق · ناموفق
۲۵. پایان هر روز، هیچ لیدِ «جدید»ی از امروز باقی نمانده باشد — و هیچ لیدی بدون تاریخ پیگیری نمانده باشد.
۲۶. «عقبافتاده» و «بدون تاریخ».
۲۷. صنف/کارش · تعداد محصول · چه چیزی به او گفتی (گزینه، قیمت، قول) · قدم بعدی و تاریخش
۲۸. تلفن: تا سه زنگ · فرم سایت: تا ۳۰ دقیقه · واتساپ: تا ۱۵ دقیقه · دایرکت: تا ۳۰ دقیقه
۲۹. سئوی ماهانه · تبلیغات و محتوا · اپلیکیشن · فروشگاه سازمانی · مشتریای که سایت دارد · تخفیف و پیشپرداخت کمتر · عکاسی و ورود انبوه محصول · اتصال به حسابداری/انبار/اقساط/مارکتپلیس
۳۰. ۱) قیمتِ خودساخته نگو ۲) تخفیف نده ۳) تضمین فروش و رتبه نده
اگر بالای ۸۰٪ گرفتی: آمادهای. ولی درس 04 را هفتهای یک بار دوباره بخوان — وقتی به تفاوت دو گزینه مسلط شوی، لحنت مطمئن میشود و مشتری اعتماد را از لحن میفهمد، نه از کلمات.
اگر زیر ۸۰٪ گرفتی: هیچ اشکالی ندارد. ببین کدام بخش را باختی:
| بخش | برو به درس |
|---|---|
| الف — اعداد | 15 برگهی قیمت را چاپ کن و کنار دستت بگذار |
| ب — محصول | 04 — دو بار |
| ج — مکالمه | 07 و 08، بعد با مدیر نقشبازی کن |
| د — سیستم | 11، 12، 17 |
04 را مرور کن.این سند برای نیرو نیست. در نسخهی وب هم پشتِ یک لینکِ جداست و در فهرستِ درسها نمیآید.
هدفش: چیزی که عمداً ناقص مانده مکتوب بماند، تا با «بعداً یادم میآید» گم نشود.
نسخهی فعلی: ۱ · مرداد ۱۴۰۵
همهی اعداد از گفتوگوی تعیینتکلیفِ ۱۲ مرداد ۱۴۰۵ آمده و در academy/ یکدست است:
| قلم | مقدار |
|---|---|
| فروشگاهی وردپرس / اختصاصی | از ۱۲ / از ۱۹ میلیون |
| شرکتی وردپرس / اختصاصی | از ۹ / از ۱۴ میلیون |
| تحویل وردپرس / اختصاصی | ~۷ روز کاری / ۱۰–۱۴ روز کاری |
| پرداخت | ۵۰/۵۰ · کارتبهکارت · بدون جلسه |
| هاست | سال اول با ما · سال دوم ۱ تا ۲ میلیون |
| دامنه | .ir ~۶۰ هزار · .com ~۲ میلیون |
| اینماد | ~۱۷۵ هزار / دو سال · فرایند ۲–۳ هفته |
| پشتیبانی فنی رایگان | یک سال |
| سابقه | از ۱۳۹۰ · ۱۵۰+ پروژه |
| نرخ تبدیل فعلی | ~۱ از ۱۰ |
| تخفیفِ نیرو | صفر |
| ورود محصول | چند نمونه با ما، بقیه با مشتری |
قاعدهی بهروزرسانی: اگر عددی عوض شد، اول برگهی قیمت (درس 15) را عوض کن، بعد 04، 08، 16 و 18 را جستجو کن. اعداد در این پنج سند تکرار شدهاند.
صفحهی تعرفهی adzo.ir سه پکیج ۱۲٫۹ / ۱۹٫۹ / ۲۹٫۹ را نشان میدهد که همه اختصاصیاند (منبع: Areas/Adzo/AdzoPricing.cs). این دوره میگوید وردپرس ۱۲ و اختصاصی ۱۹.
مشکل: «وردپرس ۱۲» و «پکیج پایهی اختصاصی ۱۲٫۹» عملاً همقیمتاند. اگر مشتری هر دو را ببیند، خریدنِ وردپرسِ ۱۲ بیمنطق میشود — و نیرو جوابی برایش ندارد.
فرضِ فعلی: مشتری تعرفهی سایت را ندیده. این فرض برای شروع کار میشود، ولی راهحل نیست.
| راه | نتیجه |
|---|---|
| وردپرس به ~۹٫۹ برود | نردبان منطقی میشود: ۹٫۹ وردپرس / ۱۲٫۹ اختصاصی پایه / ۱۹٫۹ حرفهای. تمیزترین راه |
| پکیج پایهی اختصاصی حذف شود | اختصاصی از ۱۹٫۹ شروع شود؛ زیرِ آن فقط وردپرس |
| صفحهی تعرفه دوگزینهای شود | همخوان با روش فروش، ولی محتوای ضدوردپرسِ سایت هم باید بازبینی شود |
| فعلاً همین بماند | هر هفته چند تماس بیجواب میماند |
تا وقتی تصمیم گرفته نشده: درس 09 مورد ۱۷ به نیرو گفته این را ارجاع بدهد (نه اینکه بگوید «سایت در حال بهروزرسانی است» — که وصله بود). و در گزارش پایان روز شمرده میشود.
در دوره ۱ تا ۲ میلیون در سال نوشته شده (طبق تصمیم شما). ولی برگهی حقایق (Market/59-fact-sheet.md، تأیید ۵ مرداد ۱۴۰۵) میگوید تعرفهی واقعیِ بازار: هاست ورودی ~۱٫۹ تا ۲٫۵ و هاست مناسب فروشگاه ~۴ تا ۴٫۸ میلیون در سال.
ریسک: مشتری سال دوم عددِ بزرگتری میبیند و میگوید «به من ۱ تا ۲ گفتید».
پیشنهاد: یا عدد دوره به «۲ تا ۵ میلیون بسته به حجم فروشگاه» تغییر کند، یا مشخص شود که ما هاست را با تعرفهی خودمان میفروشیم و ۱ تا ۲ میلیون قیمتِ ماست.
الان کیفی نوشته شده: «چند محصول بهعنوان نمونه». اگر عدد مشخصی دارد، بگو تا در 02، 04 و 16 عدد بگذارم. این منشأ اختلافِ بعد از تحویل است.
صادقانه، اینها چیزهایی است که این دوره الان ندارد:
13 به نیرو گفته «برای جزئیات قرارداد ارجاع بده».07 یک فرضیه است تا با ۲۰ مشتری واقعی کالیبره شود.14 بخش ۶) و جای دیگری مکتوب نیست. اگر با واقعیت نمیخواند، بگو.ورودیِ این مرحله، گزارشهای پایان روزِ نیروست. بدون آنها این مرحله حدس است.
09 و 16 را با اعتراضها و سؤالهای واقعی بازنویسی کن. هرچه در بند «اعتراضهای تازه» و «سؤالهایی که جوابش را نداشتم» آمده، اضافه شود. موارد بیاستفاده حذف شوند.07 را کالیبره کن. برای ۲۰ مشتری اول ببین پیشنهادِ جدول با چیزی که واقعاً خریدند یکی بود یا نه.10 باید کوتاهتر شود.10 اضافه شود. یک مکالمهی واقعی از ده صفحه اسکریپت مؤثرتر است.sales/ و staff/فعلاً دستنخورده ماندند (تصمیم شما). ولی ریسکش این است که نیرو تصادفی سند قدیمی را بخواند و عدد ۱۴ یا ۲۱ را بگوید.
حداقلِ کار برای بستنِ این ریسک: یک خط بالای sales/00-README.md و staff/00-README.md اضافه شود: «⚠️ مرجعِ معتبر academy/ است. اعدادِ این پوشه قدیمی است.»
کارِ کاملش (وقتی تصمیم گرفتی): محتوای درستِ هر دو در academy/ ادغام شده است؛ میشود هر دو را بازنشسته کرد.
نکته: staff/06-lead-registration.md از نظر فنی هم قدیمی است — میگوید پنل ۴ وضعیت دارد، ولی پنل الان ۵ وضعیت دارد (با «در حال مذاکره») بهعلاوهی اولویت، مبلغ تخمینی، کارشناس مسئول، تاریخ پیگیری و تایملاین فعالیت. نسخهی درستش درس 11 است.
هر بار که چیزی از این سند انجام شد:
00-README.md عوض شود